تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 512

مساهمون:

ص٥١٢
قومى در بيم فعل بد خويش‌اند اين ترسى است كه ايمان آبادان دارد ، يقول اللَّه تعالى :
وَ أَعْيُنُهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَناً
ديگر بيم حكيمان است ، يقول اللَّه تعالى و تقدّس :
لا مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ
. سه ديگر هيبت اجلال است خاصگيان را كه در هر وقت كه بود با ملوك دليرى كردن خطر است . يقول اللَّه تعالى و تقدّس :
فَلَمَّا حَضَرُوهُ قالُوا أَنْصِتُوا
. بيم اوّل بدر مرگ بريده شود . بيم ديگر روز حشر بسر آيد . بيم سه ديگر جاويد بنه برد و هرگز بسر نيايد . باران انس مىبارد و آن بيم بر جاى ، آفتاب لطف مىتابد و آن هيبت بر جاى ، آن عزّت اوست و اين مسكنت تو ، فاقت يا عزّت چه پاى دارد ، آب و خاك در جنب عظمت او كى واديد آيد « 1 » .
إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ
خبر درست است كه اعرابى پيش مصطفى ( ص ) آمد گفت : يا رسول اللَّه متى السّاعة ؟ - اعرابى آن ساعت از محبّت حقّ جلّ جلاله مى سوخت و درياى عشق در باطن وى بموج آمده مىدانست كه علم هنگام رستاخيز به نزديك مصطفى ( ص ) نيست كه اين آيت آمده بود كه :
إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ
امّا ميخواست كه از سر درد و سوز عشق خويش در آرزوى ديدار حق نفسى برآرد ، گفت يا رسول اللَّه شربتى كه چندين سال است تا بر دست نياز خويش نهاده‌ايم و وعدهء نوشيدن آن به قيامت مىدهند ، كى باشد آن هنگام كه ما اين شربت را نوش كنيم و در مشاهدهء جمال با كمال بىنهايت بىبدايت بياسائيم ؟ - مصطفى ( ص ) دانست كه درد وى از كجاست و شفاى وى چيست گفت : چه ساخته‌اى آن منزل را كه مىپرسى و به چه طمع ميدارى ؟ اعرابى گفت : نماز و روزهء بسيار نساخته‌ام ، لكن خدا و رسول را دوست دارم ، حضرت مصطفى ( ص ) فرمود كه : المرء مع من احب فردا هر كسى با او آن بود كه امروز او را دوست مىدارد .
هامش
( 1 ) فاديد آيد ( ج )