فضاء مشاهدت نه كه در آن فضا نه وحشت دنيا بود نه زينت آخرت .
در خبر است كه عيسى ( ع ) به قومى از مجتهدان عباد برگذشت گفت : اين مجاهدت و عبادت شما از چيست و براى چيست ؟ گفتند : خشية من النّار ، فقال مخلوقا خشيتم ، و به قومى ديگر بگذشت از ايشان بىقرارتر و مجاهدتر گفت : اين عبادت و مجاهدت به چه اميد مىكنيد و چه اميد داريد ؟ گفتند : نرجوا من اللَّه الجنة ، عيسى ( ع ) گفت : هلّا رجوتم اللَّه فحسب ،
وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً
سرّ اين آيت آنست كه عالميان جمله در حق دعوى كردند هيچ كس نبود كه نخواست كه بر درگاه او كسى باشد ، حقّ جلّ جلاله و عمّ نواله و عظم شأنه ايشان را بر محك ابتلا زد تا ايشان را با ايشان نمايد بدون خود . در هر يكى چيزى انداخت : در يكى دنيا انداخت ، در يكى عقبى ، در يكى نعمت ظاهر ، در يكى نعمت باطن . خلق همه به نعمت مشغول شدند ، نيز كسى حديث او نكرد و از نعمت با منعم نگشت تا راه طلب او از خلق خالى گشت ، و اليه الاشارة بقوله :
وَ لَلَبَسْنا عَلَيْهِمْ ما يَلْبِسُونَ
.
پير طريقت گفت : هر ديده كه از دنيا پر شد صفت عقبى در وى نگنجد ، و هر ديده كه صفات عقبى در وى قرار گرفت آن ديده از جمال احديّت بىنصيب ماند .
يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ وَ اخْشَوْا يَوْماً
الآية . . . يك بار ايشان را بافعال خود ترساند كه :
اخْشَوْا يَوْماً لا يَجْزِي والِدٌ عَنْ وَلَدِهِ
جاى ديگر گفت :
وَ اتَّقُوا يَوْماً تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللَّهِ
. يك بار ايشان را بصفات خود ترساند كه :
أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرى
. يك بار ايشان را بذات خود ترساند كه :
وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ
.
گفتهاند خوف سه باب است : يكى بيم فعل . ديگر بيم زيان وقت . سه ديگر بنام خوف است . امّا حقيقت آن اجلال است چنان كه آن شاعر گفت :
اهابك اجلالا و ما بك قدرة * علىّ و لكن ملىء عينى حبيبها