نابكار و بازى سخن و سخن سست تهى
لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ
تا گمراه ميگردد و ميگرداند از راه خداى بنادانى
وَ يَتَّخِذَها هُزُواً
و راه خداى را بافسوس مىفراگيرد و مىفرادارد
أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ
( 6 ) ايشان آنند كه ايشان را است عذابى خواركننده .
وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِ آياتُنا
و آن گه كه مىبروخوانند سخنان ما ،
وَلَّى مُسْتَكْبِراً
برگردد گردنكش
كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها
هم چنان كه نشنيد آن را
كَأَنَّ فِي أُذُنَيْهِ وَقْراً
چنان كه در دو گوش وى گويى كه گرانى است ،
فَبَشِّرْهُ بِعَذابٍ أَلِيمٍ
( 7 ) بشارت ده او را بعذابى دردنماى .
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ
ايشان كه بگرويدند و كارهاى نيك كردند
لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيمِ
( 8 ) ايشانراست بهشتهاى با ناز . « 1 »
خالِدِينَ فِيها
و ايشان جاويدان در آن
وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا
اين وعدهء خداست براستى
وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
( 9 ) و اوست تواناى دانا .
خَلَقَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ
بيافريد آسمانها بىستون
تَرَوْنَها
آنكه مىبينيد
وَ أَلْقى فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ
و درافكند در زمين كوههاى بلند
أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ
تا بنجنباند شما را [ زمين ]
وَ بَثَّ فِيها مِنْ كُلِّ دابَّةٍ
و در زمين باز پراكند از هر جانورى
وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً
و فرو فرستاديم از آسمان آبى
فَأَنْبَتْنا فِيها
تا برويانيديم در زمين
مِنْ كُلِّ زَوْجٍ
از هر جفتى [ درخت و نبات ، جفتى رنگ و جفتى بوى و جفتى طعم ]
كَرِيمٍ
نيكو آزاده آسان يافت .
هذا خَلْقُ اللَّهِ
اينچه مىبينيد آفريدهء اللَّه است
فَأَرُونِي
پس با من نمائيد
ما ذا خَلَقَ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ
كه آن چه چيزاند كه ايشان آفريدند كه فرود از اواند
بَلِ الظَّالِمُونَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ
( 11 ) [ بنه آفريدند و بنه آفرينند « 2 » ] كه كافران در گمراهى آشكارااند .
هامش
( 1 ) بهشتهاى ناز ( الف )
( 2 ) بنافريدند و بنافرينند ( ج )