تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
سزد كه دعاى بنده بنيوشد و جرم عاصى بپوشد .
فَانْظُرْ إِلى آثارِ رَحْمَتِ اللَّهِ
درنگر در آثار رحمت او ، در امارات صنع او ، در دلالات وحدانيت او . خداوندى كه در وقت بهار اشجار پرثمار كند آبها در انهار كند ، درياها گهربار كند ، خاكها عنبر بار كند ، آن خداوند كه اين صنع نمايد سزاست كه طاعت خود بندگان را شعار و دثار كند .
فَانْظُرْ إِلى آثارِ رَحْمَتِ اللَّهِ
گفته‌اند بهار سه است : بهاريست اين جهانى ، آن در وقت شادكامى است و جوانى . ديگر بهاريست آن جهانى ، نعيم باقى است و ملك جاودانى . سديگر بهاريست نهانى اگر دارى خود دانى و اگر ندارى و پندارى كه دارى دراز حسرتى كه در آنى . بهار زمين از سال تا سال يك ما هست ، سبب باران آسمان و باد شمال است ، زود فرقت و دير وصالست ، پس دل برو نهادن محالست . در سال يك بار بهار آيد ، از خاك گل رويد ، و از سنگ آب رود ، و از بوى بهار جان ممتحنان بياسايد و هر بيدلى را دل رميده باز آيد . گل زرد گويى طبيبى است بيمار ، شفاى عالم و او خود بتيمار . گل سرخ گويى مست است از ديدار ، همه هشيار گشته و او در خمار . گل سفيد گويى ستم رسيده‌ايست از دست روزگار ، جوانى بباد كرده و عمر رسيده بكنار .
فَانْظُرْ إِلى آثارِ رَحْمَتِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها
يحيى النفوس بعد فترتها بصدق الارادت ، و يحيى القلوب بعد غفلتها بانوار المحاضرات ، و يحيى الارواح بعد حجبتها بدوام المشاهدات :
اموات اذا ذكرتك ثم احيا * فكم احيا عليك و كم اموت
در وقت اعتدال سال دو آفتاب برآيد از مطلع غيب : يكى خورشيد جمال فلكى يكى خورشيد جلال ملكى ؛ آن يكى بر اجزاء زمين تابد ، اين يكى بر اسرار عاشقان . آن يكى بر گل تابد گل شكفته گردد ، اين يكى بر دل تابد دل افروخته گردد ؛ گل