تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦
اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ ثُمَّ رَزَقَكُمْ
اللَّه آن خداوند است كه خلقت تو تمام كرد و روزى تو مقدّر كرد ، چنان كه تغير خلقت در مكنت تو نيست ، تغيير روزى بكم و بيش در دست تو نيست . آن گه يكى را روزى وجود ارفاق است ، يكى را روزى شهود رزاق است . عامهء خلق همه در بند روزى معده‌اند ، طعام و شراب ميخواهند ، و اهل خصوص روزى دل خواهند . توفيق طاعات و اخلاص عبادات ، دون همت كسى باشد كه همت وى همه تايى نان بود و شربتى آب . من كانت همّته ما يأكل فقيمته ما يخرج منه . نيكو سخنى كه آن جوانمرد گفته :
اى توانگر بگنج خرسندى * زين بخيلان كناره‌گير كنار كين نجيبان عهد ما همه باز * راح خوارند و مستراح انبار
ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ
، الاشارة من البرّ الى النفس و من البحر الى القلب . و فساد البرّ باكل الحرام و ارتكاب المحظورات ، و فساد البحر من الغفلة و الاصرار على المخالفات . تباهى نفس در حرام خوردن است و به حرام رفتن و تباهى دل در انديشهء معصيت و دوام غفلت . مصطفى ( ص ) گفت : خبر دهم شما را كه درد شما چيست و داروى شما چيست ؟ گفتند بلى يا رسول اللَّه : گفت : ان داءكم الذنوب و دواءكم الاستغفار درد شما گناه است و دارو استغفار . هر بيمار كه اميد بشفا دارد قول طبيب بشنود . آن خورد كه طبيب فرمايد . و آن كند كه طبيب گويد . و آن كس كه او را اميد شفا نبود قول طبيب نشنود تا به آن درد فرو شود . گفته‌اند عجب نه آنست كه كسى از طعام حلال پرهيز كند از بيم درد و بيمارى ، عجب آنست كه از حرام و شبهت پرهيز نكند از بيم قطيعت و بيزارى .