تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
مردى بود در طبقات جوانمردان نام او ابو الخير اقطع بيست سال نفس وى در آرزوى ماهى تازه بريانى همىبود و از بيم شبهت آن مراد نفس نميداد . تا روزى كه به زيارت دوستى رفت از دوستان اللَّه ، آن عزيز از راه فراست بدانست كه شيخ را چه آرزوى است رفت و ماهى تازه بريانى آورد و قرصى چند پيش وى بنهاد ، گفت : يا شيخ دست فراز كن و اين طعام به كار بر كه حلال است و در آن شبهتى نه . شيخ دست فراز كرد خارى از آن ماهى در دست وى نشست دست با خود گرفت و برخاست ، گفت : ناچار كه درين سرّى است و تأديبى از حق جلّ جلاله . آن گه برفت و طهارت كرد و آن دست وى از آن خار مجروح گشته و آماس كرده تا بدان غايت كه طبيب گفت اگر نبرى همه تن سرايت كند و هلاك شوى . شيخ گفت اگر چنين است مجمعى سازيد و خلق را جمع كنيد تا آنچه گفتنى است بگويم . مردمان جمع آمدند و حجّام را فرمود تا دست از وى جدا كرد . آن گه ندا كرد كه : معاشر المسلمين هذا جزاء من اكل لقمة من الحلال بشهوة فكيف جزاء من اكل الحرام بمعصية .
فَانْظُرْ إِلى آثارِ رَحْمَتِ اللَّهِ
حق جل جلاله ميگويد بندهء من در وقت بهار ديدهء عقل بگشاى چشم عبرت باز كن ، در صنع ما نظر كن تا اهتزاز زمين بينى و گريهء آسمان ، خيز درختان ، خرير مياه و شوق عاشقان ، مرغان چون خطيبان ، آهوان چون عطّاران ، هزار دستان بسان مستان در بوستان :
تأمّل فى نبات الارض و انظر * الى آثار ما صنع المليك عيون من لجين فاترات * كانّ حداقها ذهب سبيك على قضب الزمرد شاهدات * بانّ اللَّه ليس له شريك
فَانْظُرْ
در نگر در زمين كه حلّه مىپوشد ، درخت عطر مىفروشد ، بلبل بر درخت مىخروشد ، هر مرغى در طلب يار ميكوشد ، آن خداوند كه چنين صنع كند
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 477 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )