پنج صفت است كه در هفت آسمان و هفت زمين موصوف به آن خداست و در آن صفات يگانه و يكتا و بىهمتاست : اوّل وحدانيّت كه حق و صفت اوست و نعت عزّت اوست :
وَ إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
يكى است يگانه و يكتا ، يكى در ذات و يگانه در صفات و يكتا در سزا ، از همه كس جز « 1 » وز همه چيز جدا ، در ذات بىشبيه ، در قدر بىنظير ، در صفات بىهمتا ؛ ديگر پاكى از عيب حق و صفت اوست ، پاك از زاده و از زاينده ، پاك از انباز و يارىدهنده ، پاك از جفت و هم ماننده « 2 » پاك از كاستن و افزودن و از حال بگشتن و گرديدن و از كسى بدريافت وى رسيدن . هيچكس را نبينى كه نه در وى نقصانى است يا از عيب نشانى ، و حق جلّ جلاله از نقصان مقدّس و از عيب منزّه و از آفات برى ، صفات او از حدوث و تغيّر و منقصت متعالى .
فَتَعالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِ
. سه ديگر صفت بقا است كه حق و نعت خدا است همه فانى گردند و او ماند ؛ باقى زنده پايندهء جاويدى ، پيش از همه زندگان زنده ، و از پس همه زندگان پاينده ، و بر زندگى و زندگان خداوند .
كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ
. چهارم علوّ و برترى صفت و حق خداوند اكبرست كه به قدر از همه براست و بذات و صفات زور است ،
وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ
نه در صفت مشارك ، نه در نعت مشابه ، نه در ذات بستهء آفات ، نه در صفات شوب علّات ، سبّوح الذّات قدّوس الصفات . پنجم قدرت است كه در آسمان و زمين اللَّه را صفت است مخلوق بعضى تواند و بعضى نه و خالق بر همه چيز قادر است
وَ كانَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ مُقْتَدِراً
هر چه در عقل محال است اللَّه بر آن قادر بر كمال است و قدرت او بىاحتيال است ، و در قيموميت بىگشتن حال است ، و در ملك ايمن از زوال است . و در ذات و نعت جاويد متعال است .
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً
اى - اخلص قصدك الى اللَّه و احفظ عهدك مع اللَّه
هامش
( 1 ) جذ ( ج )
( 2 ) هام ماننده ( الف )