النوبة الثالثة
قوله تعالى :
وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ
الآية ، اى فرزند آدم اگر ميخواهى كه آيات و رايات وحدانيّت اللَّه بدانى و علامات فردانيت وى بشناسى ، چشم عبرت باز كن ، ديدهء عقل بگشاى ، در عالم نفس خويش جولانى كن ، باصل خلقت خويش نظرى كن ؛ مشتى خاك بودى نهادى تاريك در ظلمت نكرت خود بمانده ، در تاريكى صفات متحيّر شده ، همى از آسمان اسرار باران انوار باريدن گرفت كه : ثم رش عليهم من نوره آن خاك عبهر گشت و آن سنگ گوهر شد ، آن نهاد كثيف به اين پيوند لطيف عزيز شد ، خاك پاك شد ، ظلمت نور شد ، آرى آراينده و نگارنده مائيم آن را كه خواهيم بنور خود بيارائيم ، بهشت بدوستان آرائيم و دوستان را بدل آرائيم و دل را بنور خود آرائيم ، اين به آن كنيم تا اگر بلاشهء ادبار خود بسرادقات عزّت ما نرسيد بپرتو اقبال نور جلال ما بما رسيد .
پيرى را پرسيدند كه آن نور را چه نشان است ؟ گفت نشانش آنست كه بنده به آن نور حق را جلّ جلاله نادر يافته بشناسد ، ناديده دوست دارد ، از كار و ياد خود با كار و ياد او پردازد ، آرام و قرارش در كوى او بود ، راز و نازش همه با دوستان او بود ، بروز در كار دين . بشب در خمار بشريّت يقين بود ، بروز با خلق بخلق ، بشب با حق بر قدم صدق بود .
وَ مِنْ آياتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
دلائل قدرت و شواهد فطرت او جلّ جلاله يكى آسمانست كه در هوا بقدرت معلّق بداشت و مر آن را ببروج و ستارگان بياراست و بنگاشت ، ديگر زمين است كه بر سر آب بىحجابى بداشت وز آب نگه