تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦

النوبة الثالثة

قوله تعالى :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
بنام او كه جان را جان است و دل را عيان است ، بنام او كه ياد او زينت زبانهاست و مهر او راحت روانست ، بنام او كه وصال او به دو عالم ارزانست ، و هر چه نه اوست همه عين تاوانست ، و هر چه نه ياد او تخم غمانست بنام او كه وجود او را علّت نه ، صنع او را حيلت نه ، اوّليت او را بدايت نه ، آخريت او را نهايت نه . در حكم او ريبت نه در امر او شبهت نه . در قدر او ذلّت نه در وجود او قلّت نه . هر چه كند كس را برو حجّت نه ، و او را به هيچ چيز و هيچ كس حاجت نه . بنام او كه هر چه خواهد تواند و هر چه تواند داند . يكى را بخواند يكى را براند ، به هيچ حكم درنماند . نه كس به او ماند . نه او بكس ماند ، اين معنى يقين داند او كه :
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ
برخواند . پير طريقت گفت : الهى تو آنى كه از احاطت اوهام بيرونى ، و از ادراك عقول مصونى . نه محاط ظنونى نه مدرك عيونى . كارساز هر مفتون و فرح‌رسان هر محزونى . در حكم بىچرا و در ذات بىچند و در صفات بىچونى .
جمالك جلّ عن درك العيون * و قدرك فات تصوير الظنون و خامرنى لخمر هواك سكر * فلا اصحو الى يوم المنون تو لالهء سرخ و لؤلؤ مكنونى * من مجنونم تو ليلى مجنونى تو مشتريان با بضاعت دارى * با مشتريان بىبضاعت چونى
الم
الف بلاءنا من عرف كبريائنا و لزم بابنا ، من شهد جمالنا و مكن من قربتنا ، من اقام على خدمتنا ، هر كه جلال و عظمت ما و كبرياء عزت ما بشناخت او از بلاء ما روى نگرداند ، هر كه جمال و لطف ما بر نقطهء دل او تجلّى كرد از درگاه ما روى نتابد و يك لحظه از صحبت ما نشكيبد . هر كه امروز در خدمت ما خو كرد فردا او
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 436 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )