تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
من گريه بخنده در همىپيوندم * پنهان گريم بآشكارا خندم اى دوست گمان مبر كه من خرسندم * آگاه نه‌اى كه چون نيازومندم
پير طريقت گفت : الهى نصيب اين بيچاره از اين كار همه درد است ، مبارك باد كه مرا اين درد سخت در خورد است ، بيچاره آن كس كه ازين درد فرد است ، حقا كه هر كه بدين درد ننازد ناجوانمرد است .
يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ
، در خبر است كه فردا در انجمن رستاخيز و عرصهء عظمى دنيا را بيارند - به صورت پير زنى آراسته - گويد : بار خدايا امروز مرا جزاى كمتر بنده‌اى كن از بندگان خود . از درگاه عزّت و جناب جبروت فرمان آيد كه اى ناچيز خسيس من راضى نباشم كه كمترين بندهء خود را چون تويى جزاء وى دهم . آن گه گويد : كونى ترابا - خاك گرد و نيست شو . چنان نيست شود كه هيچ جاى پديد نيايد . و گفته‌اند طالبان دنيا سه گروه‌اند : گروهى دنيا از وجه حرام جمع كنند هر چون كه دست رسد به غصب و قهر به خود ميكشند و از سرانجام و عاقبت آن نينديشند ايشان اهل عقاب‌اند و سزاى عذاب . مصطفى ( ص ) گفت : كسى كه دنياى حلال جمع كند از بهر تفاخر و تكاثر تا گردن كشد و بر مردم تطاول جويد ربّ العزه از وى اعراض كند و در قيامت با وى بخشم بود او كه دنياى حلال طلب كرد ، بر نيّت تفاخر ، حالش اينست پس او كه حرام طلب كند و حرام گيرد و خورد حالش خود چون بود ؟ گروه دوم دنيا بدست آرند از وجه مباح چون كسب و تجارات و وجوه معاملات ايشان اهل حساب‌اند در مشيّت حق ، و در خبر است كه : من نوقش فى الحساب عذب . گروه سوم از دنيا بسدّ جوعت و ستر عورت قناعت كنند مصطفى ( ص ) گفت : « ليس لابن آدم حق فيما سوى هذه الخصال بيت يسكنه و ثوب يوارى عورته و جرف الخبز و الماء » - يعنى كسر الخبز - ايشان را نه حساب است و نه عتاب ، اگر عورت