پيغامبر ما چنين گفت از وحى پاك و پيام راست . ابىّ بن خلف الجمحى گفت : كذبت دروغ مىگويى ، و اين نتواند بود . بو بكر گفت : انت اكذب يا عدوّ اللَّه ، اى دشمن خداى دروغ تو گويى و از هر كس دروغزنتر تويى . آن گه گفتند تا گروبنديم بده شتر ، عقد مراهنت ببستند تا مدت سه سال . و در آن وقت عقد مراهنت بستن و قمار باختن حلال بود ، و آيت تحريم قمار از آسمان نيامده بود ، پس ابو بكر صديق آن قصه با رسول خدا بگفت . رسول ( ص ) گفت مرا چنين گفتند كه تا بضع سنين و بضع از سه باشد تا بنه رو در مدت بيفزاى و در مال بيفزاى . بو بكر رفت و شتران به صد كرد تا بنه سال ، و اين عقد ببستند و هر يكى را كفيلى فرا داشتند و در ضمان يكديگر شدند . پس غزاء احد پيش آمد و ابى خلف بدست رسول خدا كشته شد و بعد از آن روز حديبيه سال هفتم ، از وقت مراهنت خبر رسيد به مكه كه اهل روم غلبه كردند بر اهل پارس و ديار و اوطان ايشان بدست فرو گرفتند ، و شهرستان روميه آن گه بنا كردند و بو بكر صديق آن صد شتر از ورثهء ابىّ بستد و پيش مصطفى آورد رسول خدا گفت تصدّق به . ابو بكر آن همه به صدقه داد بفرمان رسول صلوات اللَّه عليه بو سعيد خدرى گفت : روز بدر بود كه روم بر پارس ظفر يافتند و ما كه مسلمان بوديم بر مشركان ظفر يافتيم . رب العزّة آن روز اهل كتاب را بر مجوس نصرت داد و اهل اسلام را بر مشركان نصرت داد و بو بكر صديق در آن يك روز هم مال غنيمت برداشت از مشركان و هم مال مراهنت از ورثه ابىّ خلف .
اما سبب غلبه روميان بر پارسيان بر قول عكرمه و جماعتى مفسّران آن بود كه : شهربراز بعد از آن كه بر روم غلبه كرد پيوسته در ديار و بلاد روم خرابى ميكرد و ايشان را مقهور ميداشت . فرّخان برادر شهربراز روزى نشسته بود در مجلس شراب و با حريفان خويش گفت : لقد رأيت كانّى جالس على سرير كسرى من بخواب چنان ديدم كه بر سرير كسرى نشسته بودم اين سخن به كسرى رسيد ، در خشم
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 427
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
ص٤٢٧