وَيْلَكُمْ
اى - هلكتم ان آثر تم الدّنيا على الآخرة . ف
ثَوابُ اللَّهِ خَيْرٌ
اى - ما عند اللَّه من الثّواب و الجزاء خير للمومنين .
وَ لا يُلَقَّاها إِلَّا الصَّابِرُونَ
فيه قولان : احدهما لا تلقى هذه الكلمة و هى قوله :
وَيْلَكُمْ ثَوابُ اللَّهِ خَيْرٌ
اى - لا يوفق لها
إِلَّا الصَّابِرُونَ
عن نعيم الدّنيا ، و القول الثّاني لا تلقى المثوبة الّا الصّابرون ، على اداء الفرائض و اجتناب المحارم .
فَخَسَفْنا بِهِ وَ بِدارِهِ الْأَرْضَ
امّا قصّه قارون و بغى و تمرّد وى و بعاقبت خسف وى چنان كه اصحاب سير و ارباب قصص گفتهاند : قارون مردى بود از علماء بنى اسرائيل ، و بعد از موسى و هارون از وى فاضلتر و عالمتر هيچ كس نبود . بطلعت زيبا بود و بصوت خوش آواز بود . پيوسته تورات خواندى و خداى را جلّ جلاله بخلوت و عزلت عبادت كردى . گفتهاند كه چهل سال بر كوه متعبّد و متورّع بسان و صفت زاهدان و در عبادت و زهد بر همه بنى اسرائيل غلبه كرد ، و ابليس شياطين را مىفرستاد تا او را وسوسه كنند و به دنيا در كشند و شياطين بر او دست نمىيافتند . ابليس خود برخاست و به صورت پيرى زاهد متعبّد برابر وى بنشست و خداى را عبادت همىكرد تا عبادت ابليس بر عبادت وى بيفزود ، و قارون بتواضع و خدمت وى درآمد و با وى بستاخ گشت و هر چه ميگفت باشارت وى ميرفت و رضاء وى ميجست . ابليس روزى گفت ما از جمع و جماعت و عيادت بيماران و زيارت نيك مردان و تشييع جنازههاى مؤمنان بازماندهايم اگر در ميان مردم باشيم و اين خصلتهاى نيكو بر دست گيريم مگر صوابتر باشد .
قارون را بدين سخن از كوه به زير آورد و در بيعه شدند - تعبّدگاه ايشان - مردم چون از حال ايشان خبر بداشتند رفقهها از هر جانب روى بايشان نهاد و با ايشان نيكويى ميكردند و طعامها مىبردند تا روزى ابليس گفت اگر ما به هفتهاى يك روز بكسب مشغول باشيم و اين بار و ثقل خود از مردم فرو نهيم مگر بهتر باشد . قارون همان صواب ديد و روز آدينه بكسب ، شدند و باقى هفته عبادت همىكردند . روزى چند