موسى بود ، و قول درست آنست كه ابن عمّ موسى بود ، و بيشترين مفسّران برين قولاند : قارون بن يصهر بن قاهث بن لاوى بن يعقوب ، و موسى بن عمران بن قاهث .
و گفتهاند داماد موسى بود به خواهر ، و از مسلمانان بنى اسرائيل بود و او را منور ميخواندند از آن كه خوش آواز بود به خواندن تورات ، لكن منافق گشت چنان كه سامرى منافق گشت ، و در همهء بنى اسرائيل هيچ كس چنو نبود در دانش تورات و خواندن تورات . و گفتهاند از جملهء هفتاد مرد بود كه ربّ العزّة ميگويد :
وَ اخْتارَ مُوسى قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلًا
و از ايشان بود كه دريا باز بريد بوقت غرق فرعون ؛
فَبَغى عَلَيْهِمْ
البغى - طلب العلوّ به غير الحق ، بر موسى و بنى اسرائيل افزونى و برترى جست و كبر آورد بر ايشان ، بسبب خواستهء فراوان كه او را جمع شده بود . و گفتهاند بغى وى آن بود كه روزگارى عامل فرعون بود بر بنى اسرائيل در مصر ، و بر ايشان در آن عمل ظلم ميكرد و از دادنى افزونى ميخواست . شهر بن حوشب گفت : بغى وى آن بود كه از كبر و خيلا جامهء تن دراز داشت چنان كه يك شبر بپاى ميكشيد ، و فى ذلك ما
روى عن رسول اللَّه ( ص ) قال لا ينظر اللَّه يوم القيامة الى من جرّ ثوبه خيلاء .
و قيل بغيه استخفافه بالفقراء و ازدراؤه بسائرهم و منع حقوق فى ماله . و قيل بغيه حسده على موسى بالنّبوّة و على هارون بالحبورة . و قال ل : موسى لك النّبوة و ل : هارون الحبورة و لست فى شىء من ذلك ، و قيل : بغيه انّ ما آتاه اللَّه من المال اضافه الى نفسه و علمه و حيلته لا الى فضل ربّه
قالَ إِنَّما أُوتِيتُهُ عَلى عِلْمٍ عِنْدِي
.
محتمل است كه اين خصلتهاى بد همه در وى جمع بود كه ميان اين قولها هيچ منافات نيست .
وَ آتَيْناهُ مِنَ الْكُنُوزِ
الكنز - جمع المال بعضه فوق بعض ، اى - اعطيناه من كنوز الاموال يعنى خبايا الاموال و دفائنها .
ما إِنَّ مَفاتِحَهُ
، در مفاتح دو قول گفتهاند :
يك قول آنست كه جمع مفتح است بكسر ميم ، و هو الّذى يفتح به الباب ، قول ديگر