النوبة الثالثة
قوله :
إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى
زندگانى بحقيقت سه چيز است و هر دل كه از آن سه چيز خالى بود مردار است و در شمار موتى است : زندگانى بيم با علم ، و زندگانى اميد با علم ، سوم زندگانى دوستى با علم . زندگانى بيم دامن مرد پاك دارد و چشم وى بيدار و راه وى راست ، زندگانى اميد مركب مرد تيز دارد و زاد تمام و راه نزديك ، زندگانى دوستى قدر مرد بزرگ دارد و سرّ وى آزاد و دل شاد . بيم بىعلم بيم خارجيان است ، اميد بىعلم اميد مرجيانست . دوستى بىعلم دوستى اباحتيان است هر كرا اين سه خصلت با علم درهم پيوست بزندگى پاك رسيد و از مردگى باز رست .
ربّ العالمين ميگويد :
فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً
زندهشان دارم بزندگانى پاك از خود بيزار و از همهء عالم آزاد .
بيزار شو از هر چه بكون اندر * تا باشى يار غار آن دلبر
اين جوانمردان آنند كه چون عيان بار داد ايشان ساخته بودند . چون حجاب برخاست از همهء خلق پرداخته بودند . دامن حقايق از دست علايق با خود گرفته بودند
اتانى هواها قبل ان اعرف الهوى * فصادف « 1 » قلبى خاليا فتمكنّا
وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ
آن روز كه آن دابه از زمين برآيد دوست از دشمن پيدا شود و آشنا و بيگانه از هم جدا شود يكى را قهر
هامش
( 1 ) قلبا فارغا ( ج )