تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
بعذرى ضعيف چرا بسنده نكنى و بدرخواست صدق از وى چه تهديد كنى ؟ چرا از ما نياموزى معاملت با بندگان ؟ آن كافر بينى كه در دريا نشيند در كشتى و باد كژ برآيد و آن كشتى در تلاطم امواج افتد ؟ كافران از غرق بترسند بت را بيندازند و به زبان عذر دروغ آرد ، چون از دريا بيرون آيد و از غرق خلاص يابد ديگر باره بت پرستد و بكفر خويش باز گردد . من بدروغ وى ننگرم و آن عذر دروغ وى بپذيرم و از غرق نجات دهم . يا عجب از كافر دروغ‌زن ، عذر دروغ مىپذيرم و بدروغ و خيانت او ننگرم ، چگويى مرد مسلمان كه عذر آرد بگناه خويش از سر صدق و ايمان خويش چون كه عذرش نپذيرم .
لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذاباً شَدِيداً
گفته‌اند كه هدهد چون باز آمد ترسان و لرزان فرا پيش سليمان شد ، پر و بال از هم باز كرده و در زمين همى كشيد بتواضع سليمان سر وى به خود كشيد گفت : اين كنت لاعذّبنك
عَذاباً شَدِيداً
. هدهد گفت يا نبى اللَّه اذكر وقوفك بين يدى اللَّه عزّ و جل ، ياد كن آن ساعت كه در عرصات قيامت در آن انجمن كبرى ترا به حضرت اللَّه برند و از تو سؤال كنند . آن سخن بر سليمان تأثير كرد و سخن با لطف گردانيد گفته‌اند كه با هدهد گفت : چگويى كه پر و بالت بكنم و ترا بآفتاب گرم افكنم . هدهد گفت دانم كه نكنى كه اين كار صيادانست نه پيغامبران . سليمان گفت : گلوت ببرّم . گفت دانم كه نكنى ، كه اين كار قصّابان است نه پيغامبران . گفت ترا با ناجنس در قفس كنم . گفت . اين هم نكنى كه اين كار ناجوانمردانه است و پيغامبران ناجوانمرد نباشند . سليمان گفت : اكنون تو بگوى كه با تو چكنم ؟ گفت : عفو كنى و در گذارى و دانم كه كنى ، كه عفو كار پيغامبران و كريمان است و اين موافق آن خبر است كه : فرداى قيامت ربّ العزّة با قومى عاصيان موحّدان گويد : چه عذاب كنم شما را به آن جفاها و معصيتها كه كرديد در دنيا ؟ ايشان گويند : بار خدايا عفو كنى و در گذارى كه كرم تو سزاى آن هست . امّا در طريق جوانمردان و سالكان راه حقيقت عذاب شديد آنست كه حلاوت خدمت از بنده باز گيرد