تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
آن ساعت كه نزول كرد وقت نماز پيشين درآمد ، طلب آب كرد و هدهد را نيافت كه بر آب دلالت ميكرد و ديگران از جنّ و انس و شياطين راه به آب نمىبردند . سليمان بر هدهد خشم گرفت گفت :
لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذاباً شَدِيداً أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ
، عقاب برپريد تا هدهد را طلب كند ، روى سوى يمن نهاد . هدهد را ديد كه مىآمد . هدهد دانست كه عقاب در خشم است از آنكه سليمان را خشمگين ديده بتواضع فرا پيش آمد ، گفت : بحقّ اللَّه الّذى قوّاك و اقدرك علىّ الّا رحمتنى ، فولّى عنه العقاب و قال : ويلك انّ نبىّ اللَّه حلف ان يعذّبك او يذبحك . عقاب گفت : اى ويل ترا ، پيغامبر خدا . سليمان - سوگند ياد كرده كه ترا عذاب كند . هدهد گفت سليمان هيچ استثناء كرد در سخن ؟ عقاب گفت : بلى استثنا كرد ، گفت :
أَوْ لَيَأْتِيَنِّي بِسُلْطانٍ مُبِينٍ
. هدهد گفت : پس چون استثنا كرد باكى نيست . آمدند تا بنزديك سليمان ، و هدهد ترسان و لرزان . سليمان گفت : ما الذى بطّأك عنّى ؟ فقال الهدهد :
أَحَطْتُ بِما لَمْ تُحِطْ بِهِ
هذا ، و قول السامرىّ : بصرت بما لم تبصروا به - بمعنى واحد اى - علمت من حال سبا ما لم تعلمه ، و الاحاطة - العلم بالشىء - من جميع جهاته ،
وَ جِئْتُكَ مِنْ سَبَإٍ بِنَبَإٍ يَقِينٍ
اى - خبر محقّق لا شكّ فيه ، قال ذلك اعتذارا اليه ممّا احلّ بمكانه . قرائت ابن كثير و ابو عمرو سبأ مهموز است مفتوح و همچنين لقد كان لسبإ قنبل به سكون الف خوانده ، باقى
مِنْ سَبَإٍ
بجرّ و تنوين خوانده ، من نوّن فلانّه اسم رجل و من لم ينوّن فلانّه اسم قبيلة كقريش ، زجاج گفت : سبا نام آن شارستان است كه مآرب گويند در نواحى يمن و بلقيس آنجا مسكن داشت ، و بينها و بين صنعاء مسيرة ثلاثة ايّام . و قيل ثلاثة فراسخ ، و قال الخليل : سبا اسم يجمع عامة قبائل اليمن . و قيل اسم امّهم ، و قول درست آنست كه از رسول خدا پرسيدند كه سبا نام مرد است يا نام زمين ؟ رسول جواب داد كه نام مردى است كه ده پسر داشت چهار از ايشان در شام مسكن داشتند : لخم و جذام و عاملة و غسان ، و شش در يمن : كنده و اشعرون و ازد و مذحج