دلّ على اثباته آياته ، اخبر عن صفاته مفعولاته اسم جليل عرفه العقلاء بدلالة افعاله .
و عرفه الاصفياء باستحقاقه لجلاله و جماله ، فبلطف جماله عرفوا جوده و بكشف جلاله عرفوا وجوده . نام خداوندى كه دلائل توحيد آيات او معالم تفريد رايات او ، شواهد شريعت اشارات او ، معاهد حقيقت بشارات او ، قديم نامخلوق ذات و صفات او ، خداوندى كه مصنوعات از قدرت او نشان است ، مخلوقات از حكمت او بيانست ، موجودات بر وجود او برهانست نه متعاور زيادت نه متداول نقصانست ، هر چه در فهم و وهم تو آيد كه وى آنست نه آنست ، بل كه خالق آنست .
جمالك لا يقاس الى جمال * و قدرك جلّ عن درك المثال .
طس
الطاء اشارة الى طهارة قدسه ، و السّين اشارة الى سناء عزّه ، يقول تعالى :
بطهارة قدسى و سناء عزّى لا اخيّب امل من امّل لطفى . جلال احديت و جمال صمديت سوگند ياد مىكند به طهارت قدس خود و بسناء عزّ خود كه هر كه به من اميد رحمت دارد نوميدش نكنم ، هر كه به من طمع مغفرت دارد ردّش نكنم ، هر چه بنده را اميدست فضل من برتر از آن است ، هر چه از بنده تقصير است بىنيازى من برابر آنست .
اى جوانمرد بدان كه كار مولى را بنا بر بىنيازى است و تقصير رهى بنا بر ضعف و بيچارگى است ، و او جلّ جلاله ضعيفان و بيچارگان را دوست دارد . در خبرست كه موسى ( ع ) گفت :
« يا ربّ من احبّاءك من خلقك حتّى احبّهم لاجلك ؟
« خداوندا ازين خلق كه آفريدهاى دوست تو كيست تا از بهر تو او را دوست دارم ؟ جواب آمد كه :
« يا موسى كلّ فقير و قير و كلّ ضعيف مسكين »
ازين هر درويشى شكسته ضعيفى كوفته زير بار حكم ما فرسوده ، معاشر المسلمين درويشان شكسته را عزيز دارند ، كه ايشان برداشتگان لطفند و بركشيدگان فضل ، ربّ العالمين ايشان را بربطهء : « يحبّهم و يحبّونه » بسته ، بقيد :
وَ أَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوى
استوار كرده در وادى عنايت ايشان را شمع رعايت افروخته . در خبرست كه روز قيامت كه جنّ و انس را در آن صعيد قيامت بهم آرند