تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
اين حجابها ياد كرد و آن گه بر عقب گفت : «
وَ ما كُنَّا عَنِ الْخَلْقِ غافِلِينَ »
با اين همه حجاب ، كه در پيش بنده است او را فرو نگذاريم و ازو غافل نه‌ايم ، بنده را به اول آيت بيم داد از قهر و عدل خويش و به آخر آيت اميدوار كرد بفضل و كرم خويش ، و روش سالكان برين قاعده بنا نهادند اول خوف و آخر رجا ، خائف باش اى درويش تا روزى ترا گويند :
لا تَخَفْ وَ لا تَحْزَنْ
، و در ميدان رجا بعفو او چشم دار تا هنگامى كه گويند ابشر بالجنّة . سهل عبد اللَّه تسترى گفت : الخوف ذكر و الرّجا انثى و منها تتولد حقائق الايمان ، خوف و رجا يكديگر را جفتند چون بهم رسند از ايشان حقائق ايمان زايد ، رجا را صفت انوثت داد و خوف را صفت ذكورت زيرا كه غلبهء رجا كاهلى و فترت بار آرد و آن صفت اناث است ، و غلبهء خوف تشمر و تجلّد بار دهد و اين صفت ذكورست ، و كمال ايمان در بقاء اين هر دو معنى نهاده‌اند چون اين دو معنى از منش برخيزد يا امن حاصل آيد يا قنوط ، و اين هر دو صفت كفارست زيرا كه امن از عاجزانست و قنوط از لئيمان ، و اعتقاد لؤم و عجز در اللَّه تعالى داشتن كفر محض است . «
وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَرٍ »
الآية . ربّ العزه جل جلاله و تقدست اسماؤه منّت مىنهد بر بندگان كه ما بكمال قدرت از آسمان باران رحمت فرستاديم بوقت بهار و تلقيح اشجار تا زمين مرده بدان زنده گشت ، صد هزاران بدايع و ودايع كه درو تعبيه بود از انواع نبات و ثمار و رياحين بيرون داد چنان كه گفت تعالى و تقدس : «
فَأَنْشَأْنا لَكُمْ بِهِ جَنَّاتٍ مِنْ نَخِيلٍ وَ أَعْنابٍ »
الآية . . مستنبطان طريقت و سالكان راه حقيقت گفتند ظاهر آيت اشارتست ببهار عموم ، و باطن آيت اشارتست ببهار خصوص ، و لكل آية ظهر و بطن . بهار عموم آيات آفاق است ، و بهار خصوص آيات انفس ، و اللَّه تعالى عز و جلّ يقول :
« سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ »
اگر بهار عموم را ابر بارنده است بهار خصوص را چشم گرينده است ، اگر بهار عموم را رعد با صولتست بهار خصوص را ناله و حسرتست ، اگر بهار عموم را برق با حرقتست ، بهار خصوص را نور فراستست ، در بهار عموم چشم عبرت باز كن تا گل بينى ، در بهار خصوص ديده فكرت بر گمار تا دل بينى ، درويشى را ديدند