تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
مريم گفت من نخواهم كه مرا نه براى اين آفريده‌اند ، گفت بپسرت دادم گفت كار او از آن عظيم ترست و همّت او از آن عالىتر كه بمال دنيا رغبت كند ، و آن وقت عيسى دوازده ساله بود ، و بعد از آن خبر هلاك هيردوس بايشان رسيد ايشان بفرمان و وحى اللَّه تعالى از آنجا بشام بازگشتند مريم و عيسى و يوسف نجار بدهى فرو آمدند ، نام آن ده ناصره ، و بها سمّيت النصارى و كان عيسى يتعلّم فى السّاعة علم يوم و فى اليوم علم شهر و فى الشّهر علم سنة ، فلمّا تمت له ثلاثون سنة اوحى اللَّه عزّ و جل اليه و بعثه الى النّاس ، و تمام بيان هذه القصّة ذكرناه فيما مضى و اللَّه اعلم .

النّوبة الثالثة

قوله : «
وَ لَقَدْ خَلَقْنا فَوْقَكُمْ سَبْعَ طَرائِقَ »
باشارت ارباب معارف و استنباط اهل فهم اين سبع طرائق اشارتست بهفت حجاب كه ربّ العزّه در نهاد آدمى آفريده و او را به آن محجوب داشته از ديدن لطائف و يافت حقايق ، يكى حجاب عقل ديگر حجاب علم ، سديگر قلب ، چهارم نفس ، پنجم حس ، ششم ارادت ، هفتم مشيّت ، عقل او را بر شغل دنيا و تدبير معاش داشت تا از حق باز ماند ، علم او را در ميدان مباهات كشيد با اقران خويش تا در وهدهء تفاخر و تكاثر بماند ، دل او را بر مقام دليرى و دلاورى بداشت تا در معارك ابطال بطمع صيت دنيوى چنان بفتنه افتاد كه پرواى دين و نصرت دينش نبود ، نفس خود حجاب مهين است و دشمن دين ، اعدى عدوّك نفسك الّتى بين جنبيك ، اگر بر وى دست يا بى دست ببرى و رنه افتادى كه هرگز نخيزى اينجا حس شهوت ، و ارادت معصيت ، و مشيّت فترت ، شهوت و معصيت حجاب عامه خلق است ، و فترت حجاب خواص حضرتست از راه حقيقت .
بهر چه از راه بازافتى چه كفر آن حرف و چه ايمان * بهر چه از دوست وا مانى چه زشت آن نقش و چه زيبا .
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 440 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )