بر اللَّه از خويشتن ، «
وَ ما نَحْنُ لَهُ بِمُؤْمِنِينَ »
( 38 ) و ما او را استوار دارندگان نيستيم ،
«
قالَ رَبِّ انْصُرْنِي بِما كَذَّبُونِ »
( 39 ) [ پيغامبر ] گفت خداوند من يارى ده مرا به آنچه مرا دروغزن گرفتند ،
«
قالَ عَمَّا قَلِيلٍ لَيُصْبِحُنَّ نادِمِينَ »
( 40 ) اللَّه گفت چند بيشتر ، بدرنگى اندكتر از گفت خويش پشيمان شوند .
«
فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ بِالْحَقِّ »
فرا گرفت ايشان را بانگ جبرئيل بداد ، «
فَجَعَلْناهُمْ غُثاءً »
ايشان را چون خاشاك سر سبك كرديم ، «
فَبُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ »
( 41 ) دورى بادا گروه ستمكاران را و فرو ترى .
«
ثُمَّ أَنْشَأْنا مِنْ بَعْدِهِمْ قُرُوناً آخَرِينَ »
( 42 ) پس آن گه باز بيافريديم پس ايشان قرنهاى ديگران .
«
ما تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَها وَ ما يَسْتَأْخِرُونَ »
( 43 ) هيچ گروه از هنگام خويش پيش نشد و نه با پس ماندند ،
«
ثُمَّ أَرْسَلْنا رُسُلَنا تَتْرا »
پس رسولان خويش را فرستاديم دمادم ، «
كُلَّ ما جاءَ أُمَّةً رَسُولُها كَذَّبُوهُ »
هر گه كه بگروهى رسول ما آمد دروغزن گرفتند او را ، «
فَأَتْبَعْنا بَعْضَهُمْ بَعْضاً »
در پى يكديگر پيوستيم پيغامبران خويش را ، «
وَ جَعَلْناهُمْ أَحادِيثَ »
و دشمنان را سمرى كرديم ، «
فَبُعْداً لِقَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ »
( 44 ) دورترى بادا گروه ناگرويدگان را .
«
ثُمَّ أَرْسَلْنا مُوسى وَ أَخاهُ هارُونَ »
پس ايشان فرستاديم موسى را و برادر وى هارون ، «
بِآياتِنا وَ سُلْطانٍ مُبِينٍ »
( 45 ) به پيغامها و نشانهاى ما و حجّت آشكارا ،
«
إِلى فِرْعَوْنَ وَ مَلَائِهِ »
بفرعون و كسان او ، «
فَاسْتَكْبَرُوا وَ كانُوا قَوْماً عالِينَ »
( 46 ) گردن كشيدند و قومى بودند در خويشتن بر افراشتگان .
«
فَقالُوا أَ نُؤْمِنُ لِبَشَرَيْنِ مِثْلِنا »
گفتند ما بگرويم دو مردم را همچون ما ، «
وَ قَوْمُهُما لَنا عابِدُونَ »
( 47 ) و قوم ايشان هر دو ما را پرستگاران .
«
فَكَذَّبُوهُما فَكانُوا مِنَ الْمُهْلَكِينَ »
( 48 ) دروغزن گرفتند ايشان را هر دو ، تا از