تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
اليه ، «
إِلَّا إِذا تَمَنَّى »
، فيها قولان : احدهما تمنّى اى - حدّث نفسه ، و الثانى تمنّى اى تلا ، و منه قول الشاعر :
تمنّى كتاب اللَّه آخر ليلة * تمنّى داود الزّبور على رسل
و اصل الكلمة من منى اللَّه كذا اذا قدّره و تمنّى الانسان تقديره بلوغه ، و التمنّى التلاوة لانّ التالى يقدّر الحروف و يذكرها شيئا فشيئا . قوله : «
أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ »
اى - فى تلاوته ، مفسّران گفتند رسول خدا در انجمن قريش نشسته بود كه جبرئيل از آسمان فرود آمد و سورة
وَ النَّجْمِ إِذا هَوى
فروآورد ، رسول خداى بر خواند چون اينجا رسيد :
« أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى »
بر زبان وى برفت بالقاء شيطان بر سبيل سهو و نسيان : « تلك الغرانيق العلى و ان شفاعتهنّ لترتجى » . قريش آن بشنيدند شاد شدند و رسول خدا هم چنان ميخواند تا سوره به آخر برد و سجود كرد مؤمنان و ياران با وى سجود كردند و همچنين مشركان كه حاضر بودند بموافقت همه سجود كردند تا آن حد كه وليد مغيره و سعيد بن العاص هر دو سخت پير بودند و طاقت نداشتند كه سر بر زمين نهند هر يكى قبضه‌اى خاك برداشتند و بر پيشانى خويش نهادند و باشارت سجود كردند ، پس قريش متفرق گشتند شادان و خرم با يكديگر مىگفتند كه محمّد امروز خدايان ما را سخن نيك گفت و ما نيك دانيم كه خداى آسمان جلّ جلاله آفريدگار است و روزى گمار ، مرده زنده كند و زنده ميراند ، لكن اين خدايان ما بدان مىپرستيم تا فردا از بهر ما بنزديك وى شفاعت كنند اكنون كه محمّد ايشان را اين سخن گفت ما با اوييم و ازو جدا نه ايم ، شبانگاه جبرئيل فرو آمد گفت : يا محمّد ما ذا صنعت ؟ اين چه بود كه تو كردى ؟ لقد تلوت على النّاس ما لم آتك به عن اللَّه ، بر مردم چيزى خواندى كه من نياوردم و در پيغام و كلام حق نبود ، رسول خدا از آن عظيم دلتنگ شد و رنجور گشت و از قهر حق بترسيد ، پس جبرئيل فرو آمد و تسكين روعت وى را و تسلّى دل وى را اين آيت فرو آورد : «
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ إِلَّا إِذا تَمَنَّى أَلْقَى