تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
و شهوت دنيا آلوده نگردانى . بداود ( ع ) وحى آمد كه : يا داود طهّر لي بيتا اسكنه . اى داود خانه پاك گردان تا خداوند خانه به خانه فرو آيد ، گفت بار خدايا و اىّ بيت يسعك ؟ آن كدام خانه است كه عظمت و جلال ترا شايد ؟ گفت آن دل بندهء مؤمن است ، گفت بار خدايا چگونه پاك گردانم ؟ گفت آتش عشق درو زن تا هر چه نسب ما ندارد سوخته گردد ، و آن گه بجاروب حسرت بروب تا اگر بقيّتى مانده بود پاك بروبد ، اى داود از آن پس اگر سرگشته‌اى بينى در راه طلب ما آنجاش نشان ده كه خرگاه قدس ما آنجاست ، انا عند القلوب المحمومة . قوله : «
وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ »
حج دو حرفست حاء و جيم ، حاء اشارتست بحلم خداوند ، جيم اشارتست بجرم بنده ، فكانّه قال جئت بجرمى الى حلمك فاغفر لى ، خداوندا آمدم با جرم خويش بيامرز مرا بفضل خويش . اعرابيى را ديدند دست در استار كعبه زده و مىگويد : من مثلى ولى إله ان اذنبت منّانى و ان تبت رجّانى و ان اقبلت ادنانى ، و ان ادبرت نادانى . چو من كيست و مرا خداوندى است كه اگر گناه كنم نراند و نعمت باز نگيرد و اگر باز آيم بپذيرد و بنوازد و اگر روى بدرگاه وى آرم نزديك كند ، و اگر بر گردم باز خواند و خشم نگيرد . در تورات موسى است يا بن آدم اكلت رزقى و لم تشكرنى و بارزتنى و لم تستحى منّى عبدى ان لم تستحى منّى فانا استحى منك . «
يَأْتُوكَ رِجالًا وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ »
پيادگان را در راه حج بر سواران رتبت بيشى داد و به اين كرامت ايشان را مخصوص كرد از بهر آن كه رنج ايشان بيش از رنج سوارانست پايهاشان آبله كرده غبار راه بر روى و محاسن ايشان نشسته بر اميد مشاهدهء كعبهء مقدّسه بار رنج بر خود نهاده و به ترك راحت و آسايش بگفته ، و ازين عجيبتر كه چون ذكر سواران كرد مركوب بذكر مخصوص كرد نه راكب ، گفت : «
وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ »
، از بهر آن كه رنج رفتن و گرانى بار بر مركوبست نه بر راكب . آرى كسى كه خواهد كه تا آن حجر مبارك كه بر وى رقم تخصيص كشيده و خلعت يمين اللَّه فى الارض يافته آن را مصافحت كند و بناز آن را در بر گيرد كم از آن