و ترجمان سلام ملك شنوانند كه :
« تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلامٌ »
، گويد جلّ جلاله : عبادى هل اشتقتم الىّ . بندگان من بمنتان آرزو ميبود ، اين كرامتى و نواختى است كه فردا برستاخيز ببندهء مؤمن رسد ، اما امروز دلهاى ايشان چنانست كه آن عزيز راه گفته : قلوب المشتاقين منوّرة بنور اللَّه فاذا تحرّك اشتياقهم اضاء النور ما بين السّماء و الارض فيعرضهم اللَّه على الملائكة و يقول هؤلاء المشتاقون الىّ اشهدكم انّى اليهم اشوق . مىگويد دلهاى مشتاقان منوّر است بنور الهى چون آتش شوق ايشان آسمان و زمين و عرش و كرسى را روشن كند ، حق جلّ جلاله خطاب كند كه اى مقرّبان حضرت ، اينان مشتاقان جمال و جلال منند گواه ميكنم شما را كه شوق من بايشان بيش از آنست كه شوق ايشان به من .
«
يَوْمَ نَطْوِي السَّماءَ »
الآية . انّما كانت السّماء سقفا مرفوعا حين كان الاولياء تحتها ، و الارض كانت فراشا اذ كانوا عليها فاذا ارتحل الاحباب عنها تخرّب ديارهم على العادة فيما بين الخلق فى تخريب الدّيار بعد مفارقة الاحباب ، و قيل نطوى السّماء الّتى فيها عرجت بدواوين العصاة من المسلمين لئلّا تشهد عليهم بالاجرام و نبدّل الارض الّتى عصوا عليها غير تلك الارض حتّى لا تشهد عليهم . و قيل نطوى السّماء ليقرب قطع المسافة على الاحباب .
«
وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ »
كتب اينجا بمعنى اخبار است ، و ذكر تورات است ، و صالحون امّت محمّدند . مىگويد موسى را و داود را و امّت ايشان را خبر داديم كه امّت محمّد شايستگان و بر گزيدگان مااند ، خاصگيان حضرت مااند هر چند به صورت بيگاه خاستند اما بمعنى بگاه خاستند ، نحن الآخرون السّابقون . بيگاه خيزان بودند در عالم قدرت ، اما بگاه خيزان بودند در عالم مشيّت ، صبح مشيّت سر بر ميزد كه ايشان بر خاسته بودند ، لكن آفتاب اظهار قدرت فرو مىشد كه پيراهن عدم را چاك كردند ، در خلقت مؤخّر بودند اما در خلعت مقدّم بودند ، همه را باوّل آورديم و ايشان را به آخر ، تا ذلّت همه با ايشان بگوئيم و رازهاى ايشان با كس