گزند كه بود به او . «
وَ آتَيْناهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ »
و به او داديم . كسان او و هم چندان ديگر با ايشان ، «
رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا »
بخشايشى از نزديك ما ، «
وَ ذِكْرى لِلْعابِدِينَ »
( 84 ) و يادگارى امّت محمّد را .
«
وَ إِسْماعِيلَ وَ إِدْرِيسَ وَ ذَا الْكِفْلِ »
و ياد كن اسماعيل را و ادريس را و ذا الكفل را ، «
كُلٌّ مِنَ الصَّابِرِينَ »
( 85 ) همه از شكيبايان بودند .
«
وَ أَدْخَلْناهُمْ فِي رَحْمَتِنا »
و در آورديم ايشان را در نبوّت خويش . «
إِنَّهُمْ مِنَ الصَّالِحِينَ »
( 86 ) كه ايشان از نيكان بودند .
النّوبة الثانية
قوله : «
وَ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ »
داود بن ايشا از فرزندان يهود ابن يعقوب بود ، مردى كوتاه زرد روى باريك تن دلاور لشكر شكن ، هرگز روى از دشمن بنگردانيده و در هيچ وقعهاى بى فتح و بى ظفر باز نگشته ، و قوّت وى چنان بود كه در روزگار شبانى در ابتداء جوانى شير را و پلنگ را بگرفتى و دهن وى از هم بر دريدى . عمر وى صد سال بود ملك وى چهل سال بود ، و ابتداء ملك وى بعد از قتل جالوت بود هفت سال ، و بنو اسرائيل بعد از يوشع بن نون هيچكس را چنان مجتمع نشدند كه او را شدند .
روى ابو هريره قال قال رسول اللَّه ( ص ) : « الزرقة يمن و كان داود ( ع ) ازرق »
، ربّ العزّه با وى كرامتها كرد او را ملك داد و علم و حكمت و نبوّت ، و او را كتاب زبور داد صد و پنجاه سوره بلغت عبرانى ، در آن ذكر حلال و حرام نبود و حدود و احكام نبود ، پنجاه سوره همه موعظت و حكمت بود ، و صد سوره بيان وقايع و ذكر حوادث و سرگذشت بنى اسرائيل و غير ايشان بود ، و داود را صوتى خوش بود و نعمتى دلرباى ، هر گه كه زبور خواندى بصحرا رفتى و علماء بنى اسرائيل با وى صف كشيده