گريان و سوزان گفتند : يا عكاشة ها نحن بين يديك فاقتص منّا و لا تقتص من رسول اللَّه . رسول خدا چون ايشان را بر آن صفت ديد گفت
امض يا با بكر و انت يا عمر فقد عرف اللَّه مكانكما و مقامكما ،
على بن ابى طالب ( ع ) برخاست گفت
يا عكاشة انا فى الحياة بين يدى رسول اللَّه و لا تطيب نفسى ان تضرب رسول اللَّه فهذا ظهرى و بطنى اقتص منّى بيدك و اجلدنى مائة و لا تقتص من رسول اللَّه .
رسول خدا او را گفت
يا على اقعد ، فقد عرف اللَّه مقامك و نيّتك
، حسن و حسين بزارى پيش آمدند و خويشتن را بر عكاشه عرض كردند و گفتند
يا عكاشة أ ليس تعلم انّا سبطا رسول اللَّه فالقصاص منّا كالقصاص من رسول اللَّه .
هم چنان رسول خداى ايشان را دلخوشى داد و ساكن كرد و گفت :
اقعدا يا قرّتى عينى لانسى اللَّه لكما هذا المقام .
پس گفت اى عكاشه بزن اگر ميزنى ، عكاشه گفت يا رسول اللَّه آن روز كه آن قضيب بر من آمد پهلوى من برهنه بود ، رسول جامه از پهلو باز گرفت چنان كه خورشيد شعاع و نور خود بر زمين افكند تا تلألؤ نور از پهلوى رسول بر قوم افتاد ياران همه فرياد و غريو در گرفتند . عكاشه برجست و روى بر پهلوى رسول ماليد و ميگفت فداك ابى و امّى ، پدر و مادر من فداى تو باد چه جاى آنست كه من از تو قصاص خواهم و كرا خود دل دهد كه از تو قصاص خواهد عكاشه را هزار جان بايستى كه فداى اين ساعت كردى ، رسول خدا گفت :
اما ان تضرب و اما ان تعفو ؟ فقال قد عفوت عنك رجاء ان يعفو اللَّه عنّى فى القيامة . فقال النبى ( ص ) : « من اراد ان ينظر الى رفيقى فى الجنّة فلينظر الى هذا الشيخ »
فقام المسلمون يقبلون ما بين عينى عكاشه و يقولون طوباك ثم طوباك نلت الدرجات العلى و مرافقة رسول اللَّه . پس رسول خدا همان روز بيمارى بوى در آمد هژده روز بيمار بود . در بيمارى بلال بانگ نماز گفت آن گه بدر حجره آمد گفت : السلام عليك يا رسول اللَّه و رحمة اللَّه الصّلاة يرحمك اللَّه - رسول خدا آواز بلال شنيد ، فاطمه ( ع ) گفت
يا بلال انّ رسول اللَّه اليوم مشغول بنفسه .
رسول خداى امروز به خود مشغول است ، بلال در مسجد شد چون اسفار صبح ببود گفت و اللَّه كه من اقامت نگويم
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 242
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
ص٢٤٢