گشاده و مقربان صف صف ايستاده با نثار روح و ريحان و تحف رضوان و انتظار روح پاك تو مىكشند ، اى محمّد
فقال لوجه ربّى الحمد فبشّرنى يا جبرئيل .
گفت حمد خداوند مرا كه با من اين همه كرامت كرد و عطا داد نه ازين مىپرسم ، مرا بشارت ده . گفت بشارت مىدهم ترا به آن كه درهاى دوزخ استوار ببستند و درهاى بهشت گشادند و فراديس اعلى و جنّات مأوى را بياراستند و آذين بستند و جويهاى آن مطرّد گشت و درختان آن متدلى شد و حوران خويشتن را بياراستند قدوم روح ترا اى محمّد .
قال لوجه ربّى الحمد فبشرنى يا جبرئيل .
گفت اى جبرئيل خداى را ثنا ميگويم و سپاس دارى ميكنم بر نعمتهاى ريزان و نواختهاى بىكران ، اما نه ازين مىپرسم ، مرا بشارت ده . گفت اول كسى كه از خاك بر آيد تو باشى و اول كسى كه در حضرت عزت بندگان را شفاعت كند تو باشى و اول كسى كه شفاعت او قبول كنند و مرادش در كنار نهند تو باشى .
قال لوجه ربّى الحمد فبشرنى يا جبرئيل .
گفت اى جبرئيل حمد خداى را بر نعمتهاى وى نه ازين پرسم مرا بشارت ده . قال جبرئيل يا حبيبى عمّا تسئلنى ؟ گفت اى دوست مرا از چه مىپرسى ؟
قال اسئلك عن غمّى و همّى فمن لقرّاء القرآن من بعدى ، من لصوّام شهر رمضان من بعدى ، من لحجّاج بيت اللَّه الحرام من بعدى ، من لامّتى المصطفاة من بعدى .
اى جبرئيل ترا از غم و اندوه خود مىپرسم اندوه من همه براى امّت است ، مشتى درويشان و بيچارگان كه در متابعت ما كمر وفادارى بر ميان بستند حلقهء بندگى شرع در گوش فرمان بردارى كردند دين اسلام و ملت شريعت بپاى داشتند و بجان و دل پذيرفتند و بدوستى ما و اميد شفاعت ما روز بسر آوردند ، گويى سرانجام كار ايشان بچه رسد و فردا با ايشان چه كنند ؟ جبرئيل گفتا ، ابشر يا حبيب اللَّه فان اللَّه عز و جل يقول قد حرّمت الجنّة على جميع الانبياء و الامم حتى تدخلها انت و امتك يا محمّد .
قال الآن طابت نفسى ادن يا ملك الموت فانته الى ما امرت
على ( ع ) حاضر بود گفت : يا رسول اللَّه از ما كه زهرهء آن دارد كه ترا شويد و بر تو كفن كند و بر تو نماز كند و ترا در خاك نهد مگر كه تو
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 245
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
ص٢٤٥