خلقست مرگ بر ايشان روانست و فنا حاصل ايشان است ، فريشتگان آسمان طمع داشتند كه چون اهل زمين را مخصوص كرد بفنا ، ايشان را بقا باشد بر دوام ، تا آيت آمد كه :
« كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ »
آن گه ايشان دل بر مرگ نهادند و دانستند كه در آسمان و زمين هيچكس نيست از مخلوقان كه بر عقبهء مرگ گذر نكند ، و آن شربت قهر نچشد اگر در كل عالم كسى را از قهر مرگ خلاص بودى مصطفى عربى بودى كه سيّد و سرور كاينات و نقطهء دايرهء حادثات بود ، و بنزديك اللَّه تعالى عزيز و مكرم بود ، و با وى ميگويد انّك ميّت . عائشه روايت مىكند از مصطفى كه گفت :
« من اصيب منكم بمصيبة بعدى فليتعز بمصيبته بى »
هر كرا بعد از من مصيبتى رسد بوفات عزيزى تا وفات من ياد كند و خود را به آن تعزيت و تسليت دهد . از اينجا آغاز كنم قصهء وفات مصطفى ( ص ) چنان كه نقله اخبار و حملهء آثار روايت كردند باسناد درست از جابر بن عبد اللَّه و عبد اللَّه بن عباس كه گفتند : كه آن روز كه جبرئيل امين پيك حضرت ، بريد رحمت سورهء النصر از آسمان عزت فرود آورد مصطفى گفت :
يا جبرئيل نفسى قد نعيت
اى جبرئيل ما را از قهر مرگ خبر دادهاند مانا كه هنگام رفتن نزديك گشت و آفتاب عمر بسر ديوار رسيد ، جبرئيل گفت : يا محمّد
« وَ لَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولى وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى »
آن گه رسول خدا بلال را فرمود تا ندا كرد گفت الصلاة جامعة . مهاجر و انصار جمله حاضر شدند در مسجد ، رسول خدا نماز بگزارد آن گه بر منبر شد و خطبهاى بليغ خواندن گرفت چون كسى كه وداع كند گفت :
« يا ايّها الناس اىّ نبى كنت لكم ؟ »
چگونه پيغامبرى بودم شما را وحى حق چگونه گزاردم و پيغام و نامهء ملك چون رسانيدم ؟ ياران گفتند جزاك اللَّه من نبى خيرا فلقد كنت لنا كالاب الرحيم و كالاخ الناصح المشفق ادّيت رسالات اللَّه و بلغتنا وحيه و دعوت الى سبيل ربك بالحكمة و الموعظة الحسنة . اى سيد چه گوئيم بكدام زبان تو را ستائيم و ثناء تو بسزاى تو كى توانيم ، تو ما را چون پدر مهربان