تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
و مختلف الملائكة أ ادخل فلا بدّ من الدخول ؟ در آيم كه ناچارست در آمدن ، رسول خدا آواز ملك الموت بشنيد گفت اى فاطمه كيست كه بر در است ؟ گفت يا رسول اللَّه مردى بر در است كه دستورى در آمدن ميخواهد و ما يك بار و دو بار او را جواب داديم سوم بار آوازى داد كه از آن موى بر اندام من برخاست و شانه‌ام بلرزيد ، رسول خدا او را گفت اى فاطمه اى جان پدر دانى كيست كه بر در است ؟ هذا هادم اللّذات و مفرّق الجماعات ، هذا مرمّل الازواج و مؤتم الاولاد هذا مخرب الدور و عامر القبور ، اين شكنندهء كامهاست جدا كنندهء جمعها است ، قطع كنندهء پيوندها است ، زنان را بيوه كند طفلان را يتيم كند خانه‌ها را خراب كند گورها را آباد كند ، دوستان را از يكديگر جدا كند اين ملك الموت است . آن گه گفت ادخل يرحمك اللَّه يا ملك الموت . ملك الموت در آمد رسول خدا چون او را ديد گفت : جئتنى زائرا ام قابضا ؟ به زيارت آمدى يا بقبض روح ؟ گفت جئت زائرا و قابضا ، هم به زيارت آمده‌ام و هم بقبض روح اگر دستورى دهى كه اللَّه تعالى مرا چنين فرمود كه به حضرت تو آيم بدستورى تو آيم و قبض روح بدستورى تو كنم اگر دستورى دهى اگر نه باز گردم و به حضرت خداوند خويش باز شوم . رسول گفت : يا ملك الموت اين خلفت حبيبى جبرئيل . آن دوست من را جبرئيل كجا گذاشتى گفت در آسمان دنيا و فريشتگان او را تعزيت مىدهند ، تا درين سخن بودند جبرئيل در آمد و بر بالين مصطفى بنشست . رسول ( ص ) گفت : يا جبرئيل هذا الرحيل من الدنيا فبشّرنى بمالى عند اللَّه . اى جبرئيل اينك طومار عمر ما در نوشتند و گوشوار مرگ در گوش بندگى ما كردند و سفر قيامت در پيش ما نهادند از لطف الهى و ذخاير غيبى ما را نشانى ده و در آن نشان ما را بشارتى ده تا بخوشدلى ما وديعت غيبى بسپاريم . قال ابشرك يا حبيب اللَّه انّى تركت ابواب السماء قد فتحت و الملائكة قد قاموا صفوفا بالتحيّة و الريحان يحيّون روحك يا محمّد . گفت يا حبيب اللَّه درهاى آسمان جمله