آدمى گويد ، «
بَلِ افْتَراهُ »
[ اضعاث نيست ] كه اين سخن خود ميسازد و خود مينهد ، «
بَلْ هُوَ شاعِرٌ »
فرا نهاده نيست كه او شعر گويى است . «
فَلْيَأْتِنا بِآيَةٍ »
تا نشانى آرد بما ، «
كَما أُرْسِلَ الْأَوَّلُونَ »
( 5 ) چنان كه فرستادگان پيشينيان آوردند .
«
ما آمَنَتْ قَبْلَهُمْ »
بنگرويدند پيش از ايشان ، «
مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها »
هيچ اهل شهرى كه ايشان را هلاك كرديم ، «
أَ فَهُمْ يُؤْمِنُونَ »
( 6 ) [ كاش قريش ] به آن نشان كه ازو ميخواهند بخواهند گرويد ؟
«
وَ ما أَرْسَلْنا قَبْلَكَ إِلَّا رِجالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ »
نفرستاديم پيش از تو پيغام را مگر مردانى كه بايشان پيغام آمد .
«
فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ »
( 7 ) پرسيد از اهل پيغام و سخن و دانش اگر نميدانيد .
«
ما جَعَلْناهُمْ جَسَداً لا يَأْكُلُونَ الطَّعامَ »
و ما فرستادگان پيشينيان را كالبدى ناخورنده نكرديم ، «
وَ ما كانُوا خالِدِينَ »
( 8 ) و پيشينيان فرستادگان جاويد نماندند .
«
ثُمَّ صَدَقْناهُمُ الْوَعْدَ »
پس ايشان را وعده داديم راست ، «
فَأَنْجَيْناهُمْ »
و ايشان را برهانيديم ، «
وَ مَنْ نَشاءُ »
و هر كه را بخواهيم رهانيم ، «
وَ أَهْلَكْنَا الْمُسْرِفِينَ »
( 9 ) و هلاك كرديم گزاف كاران را و گزاف گويان را .
«
لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ كِتاباً »
فرو فرستاديم بشما نامهاى ، «
فِيهِ ذِكْرُكُمْ »
كه در آن آواى شما و شرف شماست ، «
أَ فَلا تَعْقِلُونَ »
( 10 ) اين منت از من در نيابيد و به آن بننازيد ؟
«
كَمْ قَصَمْنا مِنْ قَرْيَةٍ »
و چند كه پشت بشكستيم از شهر شهر ، «
كانَتْ ظالِمَةً »
از آن مردان كه گناه ايشان را بود «
وَ أَنْشَأْنا بَعْدَها قَوْماً آخَرِينَ »
( 11 ) و گروهى ساختيم از پس ايشان ديگران .