21 - سورة الانبياء - مكية
1 - النّوبة الاولى
( 21 / 18 - 1 )
قوله :
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ »
بنام خداوند فراخ بخشايش مهربان .
[ الجزء السابع عشر ]
«
اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسابُهُمْ »
نزديك آمد مردمان را حساب كردن با ايشان ، «
وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ »
( 1 ) و ايشان در بى آگاهى روى گردانندگانند . [ از ساختن آن روز ] .
«
ما يَأْتِيهِمْ »
نايد بايشان ، «
مِنْ ذِكْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ »
هيچ سخن از خداوند ايشان ، «
مُحْدَثٍ »
بنو فرستاده بايشان «
إِلَّا اسْتَمَعُوهُ »
مگر ميشنوند آن را ، «
وَ هُمْ يَلْعَبُونَ »
( 2 ) و ايشان بازى ميكنند .
«
لاهِيَةً قُلُوبُهُمْ »
دلهاى ايشان در كارى ديگر ، «
وَ أَسَرُّوا النَّجْوَى »
و با يكديگر گفتند بر از ، «
الَّذِينَ ظَلَمُوا »
ايشان كه ستم كردند ، «
هَلْ هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ »
نيست اين مگر مردى همچون شما ، «
أَ فَتَأْتُونَ السِّحْرَ »
شما خواهيد شد و شما جادويى او خواهيد پذيرفت ، «
وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ »
( 3 ) و شما چشم داريد كه مينگريد .
«
قالَ رَبِّي يَعْلَمُ الْقَوْلَ فِي السَّماءِ وَ الْأَرْضِ »
بگو خداوند من ميداند هر گفت كه در آسمان و زمين گويند ، «
وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ »
( 4 ) و او شنواست و دانا .
«
بَلْ قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ »
گفتند جادويى نيست كه از خاشاك خوابست كه