تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
ساقى لطف دمادم كرد كه :
« وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ »
و اين نه تفضيل اعم است بر انبياء لكن من كان اضعف فالرب به الطف . رب الارباب كار ضعيفان چنان سازد كه جملهء اقويا از آن در تعجب آيند ، صد هزار ملك مقرب در بحر ركوع و سجود غوص كردند و كس حديث ايشان نكند و اين گداى بىنوا از خواب در آيد و گويد آه كه بيگاه شد ، ربّ العالمين در مصحف مجد رقم اعزاز از بر كسوة راز وى كشد كه :
« تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ »
الاية . «
لا نَسْئَلُكَ رِزْقاً نَحْنُ نَرْزُقُكَ »
هر كه اعتقاد كرد كه رازق بحقيقت خداوند است و رزق همه ازوست و اسباب بتقدير اوست ، نشان وى آن بود كه بهمگى دل بر وى توكل كند و از اغيار تبتل كند ، تا ربّ العزة كار وى ميسازد و هر دمى بانواع كرامت او را مىنوازد ، مردى بنزديك حاتم اصم آمد اصم آمد گفت بچه چيز روزگار مىگذرانى كه ضياعى و عقارى ندارى ؟ حاتم گفت من خزانته . از خزانه حق ميخورم . مرد گفت نان از آسمان به تو فرو اندازد ؟ حاتم گفت لو لم تكن له الارض لكان يلقى على الخبز من السماء . اگر زمين آن او نبودى نان از آسمان فرو انداختى . فقال الرّجل ، انتم تقولون بالكلام ، فقال حاتم لانه لم ينزل من السّماء الا الكلام فقال الرّجل انا لا اقوى على مجادلتك . فقال لان الباطل لا يقوى مع الحق . اى مسكين هيچ بيمارى صعب‌تر از بيمارى ضعف يقين نيست ، يقين با حق درست كن و دست ترا . اسم يقين است ، علم يقين است ، و عين يقينست و حق يقينست و حقيقت حق يقينست ، اسم يقين عوام راست ، علم يقين خواص راست ، عين يقين خاص الخاص راست ، حق يقين انبياء راست ، حقيقت حق يقين مصطفى راست ، مرد كه مرد گردد بيقين گردد ، يقين بايد كه به زبان رسد تا گوينده آيد ، به چشم رسد تا بيننده آيد ، به گوش رسد تا شنونده آيد ، بدست رسد تا گيرنده آيد ، بپاى رسد تا رونده آيد . مصطفى ( ص ) گفت : عيسى ( ع ) بر روى آب برفت و گر يقينش زيادت بودى بر هوا برفتى . استاد ابو على دقاق گفت اين اشارت به خود كرد يعنى شب معراج
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 205 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )