گرسنه فرو گذاشته ، تا بوقت بام كه ايشان از خواب در آمدند و شير بايشان دادم ، بار خدايا اگر دانى كه آن براى تو كردم و به آن وجه رضاء تو خواستم اين كار بر ما تمام كن و ازين بند ما را خلاص ده .
قال النّعمان بن بشير كانّى اسمع من رسول اللَّه ( ص ) قال : قال الجبل طاق ففرج اللَّه عنهم فخرجوا .
اما قصهء اصحاب الكهف و به دو كار ايشان و بيان سيرت و حليت و روش ايشان
علماء صحابه و تابعين و ائمّهء دين در آن مختلفند و در روايات و اقوال ايشان اختلاف و تفاوت است . قول امير المؤمنين على ( ع ) آنست كه اصحاب الكهف قومى بودند در روزگار ملوك طوايف ميان عيسى ( ع ) و محمد ( ص ) و مسكن ايشان زمين روم بود در شهر افسوس « 1 » گفتهاند كه آن شهر امروز طرسوس است ، و اهل آن شهر بر دين عيسى بودند و كتاب ايشان انجيل بود ، و ايشان را ملكى بود صالح تا آن ملك بر جاى بود كار ايشان بر نظام بود و بر دين عيسى راست بودند ، چون آن ملك از دنيا برفت كار بر ايشان مضطرب گشت و سر بباطل و ضلالت و تباه كارى در نهادند « 2 » و بت پرست شدند ، و در ميان ايشان قومى اندك بماندند متوارى از بقاياى اهل توحيد كه بر دين عيسى بودند ، و پادشاه اهل ضلالت در آن وقت دقيانوس بود جبّارى متمرّد ، كافرى بتپرست ، قومى گفتند دعوى خدايى كرد و خلق را بر طاعت خود دعوت كرد ، و اين دقيانوس با لشكر و حشم فراوان از زمين پارس آمده بود و اين مدينهء افسوس دار الملك خود ساخته و هر كس كه سر در چنبر طاعت وى نياوردى و از دين وى بر گشتى او را هلاك كردى .
و ميگويند درين شهر افسوس قصرى عظيم ساخته بود از آبگينه بر چهار ستون زرّين بداشته و قنديلهاى زرّين از آن در آويخته بزنجيرهاى سيمين ، و از جوانب آن روزنها ساخته بلند چنان كه هر روز آفتاب از روزنى ديگر « 3 »
پاورقی
( 1 ) - افسوس : بلد بثغور « طرسوس » يقال انه بلد اصحاب الكهف ( معجم البلدان )
( 2 ) - نسخهء الف : برآوردند .
( 3 ) - نسخهء ج : بر وزنى ديگر .