تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 617

مساهمون:

ص٦١٧
و اجداد خويش طعن زدى و پيرانرا حرمت نداشتى و خدايان ما را ناسزا گفتى و پراكندگى در ميان جمع ما افكندى ، اكنون سخن ما بتحقيق بشنو ، اگر مال ميخواهى و مقصود تو جمع مالست ما ترا چندان مال دهيم كه بر همه افزون شوى در مال ، و اگر شرف و رياست و سرورى طلب ميكنى ما ترا سيّد و سرور خود گردانيم ، و اگر ملك ميخواهى ترا بر خود پادشاه كنيم و همه فرمان بردار تو شويم ، و اگر با تو ديو است كه بر تو غلبه كرده است و ترا رنجه مىكند ما ببذل و جاه و مال « 1 » طبيبان حاذق را بدست آريم تا ترا مداومت كنند ، رسول خدا ( ص ) گفت : ما بى ما تقولون ما جئتكم بما جئتكم به اطلب اموالكم و لا الشرف فيكم و لا الملك عليكم و لكنّ اللَّه بعثنى اليكم رسولا و انزل علىّ كتابا و امرنى ان اكون لكن بشيرا و نذيرا فبلّغتكم رسالة ربّى و نصحت لكم - اى قوم من آن مرد نه‌ام كه شما مىپنداريد و در من آن نيست كه شما مىگوئيد و آنچ آوردم نه بدان آوردم تا بر شما رياست و شرف و ملك جويم ، يا مال و نعمت خواهم ، من پيغامبر خداام و فرستادهء وى بشما ، مرا به حق فرستاد و كتاب داد تا دوستان را ببهشت و كرامت جاودان بشارت دهم و دشمنان را بدوزخ و عذاب بيكران بيم دهم ، من پيغام اللَّه تعالى رسانيدم و رسالت گزاردم و نصيحت كردم ، اگر قبول كنيد شما را عزّ دو جهان بود و نعيم جاودان ، اگر قبول نكنيد من صبر كنم تا اللَّه تعالى حكم كند ميان من و شما و كار برگزار چنانك خود خواهد . ايشان گفتند اى محمّد اگر آنچ ما گفتيم و بر رأى تو عرضه كرديم نمىشنوى و نمىپذيرى ، پس بدان كه اين مكّه جايى تنگست ، تنگ معيشت و تنگ آب « 2 » از خداوند خويش بخواه تا اين كوه‌هاى مكّه از جاى بر گيرد تا جاى بر ما فراخ گردد ، و از چشمه‌ها آب فراخ گشايد و جويها روانند تا ما كشت زار كنيم و باغ و بستان سازيم چنانك در شام است و در عراق ، اينست
هامش
( 1 ) - نسخهء الف : جملهء « ما ببذل جاه و مال » را ندارد . ( 2 ) - نسخهء الف : تنگ آبى .