است اما ارسال كه برسول ( ص ) پيوندد معنى آن فرستادن بود و آنك بآفريدهء بى جان پيوندد آن گشادن بود و اين آنست كه اللَّه گفت : «
فَيُرْسِلَ عَلَيْكُمْ قاصِفاً مِنَ الرِّيحِ »
همانست كه جاى ديگر گفت :
« اللَّهُ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّياحَ »
فرو ميگشايد اللَّه بادها بتدبير بهنگام دريايست و باندازهء بايست انداخته بتقدير بادهاى مختلف مخارج مختلف بطبعهاى مختلف در وقتهاى مختلف : يكى راندن ميغ را و ساختن آن را ، يكى آبستن كردن ميغ را و باريدن باران را ، يكى آبستن كردن درختان و شكفتن آن را ، يكى باز بر نوشتن ابر را و زدودن هوا را و خشك كردن زمين را ، يكى بستن يخها را و تبه كردن آفتها را و دباغت هوا را ، يكى مىكشتى راند ، يكى زمين مىزدايد ، يكى باغ مىآرايد ، يكى هوا مىپالايد ، يكى باد نرم و خوش : رخاء حيث اصاب ، نه خفته را جنباند و نه مورى « 1 » بيازارد ، يكى كوه مىكند و كشتى مىشكند و در ديده نيايد ، آفريدهاى بدان صعبى ، و سپاهى بدان بزرگى ، و از عقل و عين بدان دورى ، ميان آسمان و زمين در كمين ، برّ و بحر از و پر ، نه در دست آيد و نه در ديده ، حمله بران ، نعره زنان ، بنا شكنان و از چشم نهان ، قوله : «
ثُمَّ لا تَجِدُوا لَكُمْ عَلَيْنا بِهِ »
اى بالاغراق و الارسال ، «
تَبِيعاً »
يعنى من يتبعنا بانكار ما نزل بكم و لا من يتبعنا ليصرفه عنكم و لا من يطلبنا بدمائكم . قال ابن عباس : - تبيعا - اى ثائرا و لا ناصرا .
النوبة الثالثة
قوله تعالى : «
قُلْ كُونُوا حِجارَةً أَوْ حَدِيداً »
الآية . . . ، خداوند ذو الجلال ، قادر بر كمال ، در ملك ايمن از زوال ، در ذات و در نعت متعال ، جلّ جلاله و تقدّست اسماؤه و تعالت صفاته ، درين آيت خبر ميدهد بندگان را كه ما مرده را زنده گردانيم بكمال قدرت و جلال عزّت خويش ، چنانك در نشئه اولى نبود
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : نه موى .