ابن عباس انّه قال فى هذه الآية هى رؤيا عين اريها رسول اللَّه ( ص ) ليلة اسرى به ليست برؤيا منام و تقول العرب رأيت بعينى رؤية و رؤيا و على هذا يحمل حديث معاوية انّه كان اذا سئل عن مسرى رسول اللَّه ( ص ) قال كانت رؤيا من اللَّه صادقة اى رؤيا عيان ارى اللَّه نبيّه ( ص ) .
قول جمهور مفسران آنست كه اين رؤيا ديدن به چشم است در بيدارى مصطفى را شب معراج و معنى فتنه در آن آن بود كه قومى آن را منكر شدند و نپذيرفتند ازين ناگرويدگان و خداوندان گمان از مردمان ، گفتند چون تواند بود و چه صورت بندد كه يكى را بپارهاى از شب به آسمان برند و باز آرند ؟ ! و مسلمانان آن را تصديق كردند و پذيرفتند ، قولى ديگر از ابن عباس روايت كردهاند كه اين رؤيا خوابست يعنى كه آن خواب رسول خدا را نمودند كه در مكّه شدى و آن سال حديبيه بود كه رسول ( ص ) از مدينه بيامد بتعجيل تا در مكّه شود و مشركان او را باز گردانيدند تا قومى گفتند : قد ردّ رسول اللَّه ( ص ) و قد كان حدثنا انّه سيدخلها ، آن بازگشت رسول فتنهء آن قوم گشت كه اين سخن گفتند ، چون سال ديگر بود رسول خدا در مكّه شد و فتح بود رسول خدا را ، ربّ العزّه آيت فرستاد :
« لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيا بِالْحَقِّ »
الآية . . . و قيل هو من قوله :
« إِذْ يُرِيكَهُمُ اللَّهُ فِي مَنامِكَ قَلِيلًا »
، «
وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ »
فى القرآن هى عطف على الرّؤيا - مفسران گفتند اين شجرهء ملعونه درخت زقوم است كه ربّ العزّه در وصف آن گفت :
« إِنَّها شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ »
جاى ديگر گفت :
« إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ طَعامُ الْأَثِيمِ »
و فتنهء مشركان در درخت آنست كه ابو جهل گفت : أ ليس من كذب ابن ابى كبشة انّه يوعدكم بنار تحرق الحجارة ثمّ يزعم انّه تنبت فيها شجرة و انتم تعلمون انّ النّار تحرق الشّجر - در آتش درخت بارور چون بود و آتش خود درخت سوزد ، پس بو جهل اصحاب خود را گفت : فما تقولون فى الزّقوم - شما در زقوم چه گوئيد و آن را چه شناسيد ؟ - عبد اللَّه بن - الزّبعرى گفت : انّها الزّبد و التمر بلغة بربر ، فقال ابو جهل يا جارية زقمينا فآتت بالزّبد و التّمر ، فقال استهزاء يا قوم تزقّموا فانّ هذا ما يخوّفكم به