تا پيش رسولى نفرستاديم .
«
وَ إِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً »
و هر گاه كه خواهيم كه شهرى را و قومى را هلاك كنيم ، «
أَمَرْنا مُتْرَفِيها »
بيشتر ايشان را انبوه كنيم و توان دهيم و نعمت ، «
فَفَسَقُوا فِيها »
تا در بطر و نخوت فاسق شوند [ و از طاعت بيرون ] ، «
فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ »
و عذاب بر ايشان واجب گردد [ و ايشان را آن ارزانى ] «
فَدَمَّرْناها تَدْمِيراً ( 16 ) »
و بر كنيم ايشان را از ديار و وطن و هلاك كنيم .
«
وَ كَمْ أَهْلَكْنا مِنَ الْقُرُونِ مِنْ بَعْدِ نُوحٍ »
و چند هلاك كرديم و تباه گروه گروه از جهانداران از پس نوح ، «
وَ كَفى بِرَبِّكَ بِذُنُوبِ عِبادِهِ خَبِيراً بَصِيراً ( 17 ) »
و بسنده است خداوند تو بديدن جرمهاى بندگان خويش « 1 »
«
مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعاجِلَةَ »
هر كه اين گيتى شتابنده را و اين جهان پيشين را مىخواهد و ميجويد ، «
عَجَّلْنا لَهُ فِيها ما نَشاءُ »
فرا شتابيم « 2 » او را در آنچ خواهيم [ چندانك خواهيم ] ، «
لِمَنْ نُرِيدُ »
او را كه خواهيم ، «
ثُمَّ جَعَلْنا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلاها »
آن گه دوزخ او را سرانجام كنيم تا رسد به آتش ، «
مَذْمُوماً مَدْحُوراً ( 18 ) »
نكوهيده ، رانده .
«
وَ مَنْ أَرادَ الْآخِرَةَ »
و هر كه آخرت ميخواهد و سراى پسين ، «
وَ سَعى لَها سَعْيَها »
و آن را كار آن كند ،
« وَ هُوَ مُؤْمِنٌ »
و [ در آن كار كه مىكند ] گرويده بود خداى را تعالى بيكتايى شناسا ، «
فَأُولئِكَ كانَ سَعْيُهُمْ مَشْكُوراً ( 19 ) »
ايشان آنند كه كار كه كردند آن از ايشان پسنديده آيد و پاداش داده .
«
كُلًّا نُمِدُّ »
همه را عطا فرا عطا مىپيونديم ، «
هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ »
هم اينان را كه آشنااند و هم ايشان را كه بيگانهاند ، «
مِنْ عَطاءِ رَبِّكَ »
از عطاء خداوند تو ، «
وَ ما كانَ عَطاءُ رَبِّكَ مَحْظُوراً ( 20 ) »
و عطاء خداوند تو از هيچكس باز گرفته
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : جملهء « و خبر دادن از نهانهاى بندگان خويش » را در اينجا اضافه دارد كه در نسخهء الف نيست .
( 2 ) - نسخهء ج : فرا ستانيم .