تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 503

مساهمون:

ص٥٠٣
در وى اثر نكند و دل خود با شفاعت امّت دهد ، همىگويد : امّتى امّتى ، و اگر اين حال را مثالى خواهى در كار موسى ( ع ) تأمّل كن ، چون تقدير اللَّه چنان بود كه موسى و لشكر دشمن روزى بهم آيند و ساحران سحر عظيم آرند و عصاى موسى مار گردد تا آن سحر فرو برد ، پيش از آن روز در حضرت مناجات ربّ العالمين با وى گفت :
« أَلْقِ عَصاكَ »
يا موسى عصا بيفكن ، موسى عصا بيفكند مار گشت ، موسى از آن بترسيد ! ربّ العزّه گفت :
« خُذْها وَ لا تَخَفْ »
- اى موسى برگير و مترس ، لا جرم آن روز كه برابر فرعون بود و عصا مار گشت همه بترسيدند كه نديده بودند و موسى به نترسيد كه يك بار ديده بود ، و يقال ارسله الحقّ سبحانه ليتعلّم اهل الارض منه العبادة ثمّ رقاه الى السّماء لتتعلّم الملائكة منه آداب العبادة . - قال اللَّه تعالى :
« ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى »
ما التفت يمينا و لا شمالا ما طمع فى مقام و لا فى اكرام تحرّر عن كلّ ارب و طرب . لطيفه‌اى عجب شنو ! آدم را گفتند
« فَاهْبِطْ »
مصطفى ( ص ) را گفتند : « اصعد » - اى آدم به زمين فرو رو تا عالم خاك به هيئت جلال سلطنت تو قرار گيرد ، اى محمّد تو به آسمان بر آى تا ذروهء افلاك بجمال مشاهدهء تو آراسته شود ، اى محمّد سرّ ما در آن كه پدرت را آدم گفتيم :
« فَاهْبِطْ »
اين بود كه ترا گوئيم : « اصعد » ، بر مركب همّت نشين و تارك افلاك را اخمص « 1 » قدم مبارك خود گردان ، از جسمانى و روحانى سفر كن آن گه بما نظر كن ، هديهء پاك : التّحيّات المباركات الصّلوات الطيّبات للَّه ، به حضرت آر . قدح مالامال : السّلام عليك ايّها النّبي و رحمة اللَّه كه بر دست ساقى عهد فرستاده شد بانامل قبول بگير و بكش ، جرعه‌اى كريم وار بر ارض دلهاى امّت ريز كه كريمان چنين گفته‌اند :
شربنا و اهرقنا على الارض قسطها * و للارض من كأس الكرام نصيب
هر كسى را جام او با جان او هم سان كنيد * هر كسى را نقل او با عقل او هم بر نهيد
قال جعفر الصّادق ( ع ) : لمّا قرّب الحبيب غاية التقريب نالته غاية الهيبة
هامش
( 1 ) - اخمص : ميان كف پا كه با زمين ملصق نشود .