ضحضاح من النّار عليه نعلان من النّار يغلى منها دماغه و لولا مكانى لكان فى الدّرك الاسفل ، قال اهل اللغة فى ضحضاح من النّار اى فى شىء قليل من النّار و اصل الضّحضاح الماء الى الكعبين .
مصطفى ( ص ) از آنجا باز گشت جبرئيل او را بر پر خود گرفته و از آسمانها فرو مىآمد تا به موسى كليم باز رسيد ، موسى گفت :
ما ذا فرض اللَّه عليك و على امّتك ؟
- اللَّه تعالى ترا چه فرمود و بر امّت تو چه فرض كرد ؟ - گفت پنجاه نماز در شبانروزى ، موسى گفت اى محمّد من مردم را ديدهام و شناخته و آزموده و امّت تو ضعيفاند طاقت پنجاه نماز ندارند ، باز گرد و از خداوند خويش تخفيف خواه ،
قال فرجعت الى ربّى . و فى بعض الاخبار فرجعت فاتيت سدرة المنتهى فخررت ساجدا ، قلت يا ربّ فرضت علىّ و على امّتى خمسين صلاة و لن استطيع ان اقوم بها انا و لا امّتى ،
چون مصطفى ( ص ) بازگشت و تخفيف خواست ده نماز از وى فرو نهادند ، باز آمد و با موسى ( ع ) باز گفت ، موسى ديگر باره همان سخن گفت كه امّت تو طاقت اين ندارند ، باز گرد و نيز تخفيف خواه . مصطفى ( ص ) باز گشت و ده ديگر از وى فرو نهادند ، به موسى باز آمد و موسى ديگر بار او را باز فرستاد همچنين موسى مىگفت و مصطفى ( ص ) باز مىگشت و تخفيف مىخواست تا پنجاه نماز به پنج باز آوردند ، بعد از آن كه پنج بار باز گشت و نماز بپنج باز آورد ، موسى ( ع ) هنوز مىگفت كه باز گرد و زيادت تخفيف خواه تا مصطفى ( ص ) گفت پس ازين شرم دارم كه باز روم ، بدين پنج رضا دادم و تسليم كردم . آن گه چون به موسى درگذشتم مناديى از پس ندا كرد كه :
امضيت امرى و خفّفت عن عبادى و انّى يوم خلقت السّماوات و الارض فرضت عليك و على امّتك خمسين صلاة و لا يبدّل القول لدىّ فخمسة بخمسين : « الحسنة بعشر امثالها »
آوردهاند از شافعى كه گفت : هر بار كه مصطفى ( ص ) از نزديك موسى ( ع ) به حضرت عزّت باز گشت خداى را ديد جلّ جلاله . و خبر درستست كه عكرمه فرا عبد اللَّه عباس گفت كه : سبحان اللَّه نظر محمد الى ربّه ؟ - محمد در خداوند
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 498
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
ص٤٩٨