تاريك گشت و از آن پر شد ، هولى عظيم و كارى فظيع ديدم چنانك از وصف آن درمانم و مرا از ديدن آن غشى رسيد تا جبرئيل مرا در خود گرفت و مالك را فرمود تا آن را به حال خود باز برد .
بروايتى ديگر مصطفى ( ص ) گفت
ثمّ عرضت علىّ النّار حتّى نظرت الى اغلالها و سلاسلها و حيّاتها و عقاربها و غسّاقها و يحمومها و رأيت عمّى ابا طالب « 1 » فى
هامش
( 1 ) گر چه بعقيدهء گروهى از اهل سنت و جماعت ابو طالب مدة الحيات به حضرت رسول اكرم ايمان نياورده است ولى باجماع شيعهء اماميه و اكثر زيديه و جمع كثيرى از خود اهل سنت و جماعت و بالخصوص معتزله مانند ابو القاسم بلخى و ابو جعفر اسكافى و غيرهم ، ابو طالب از صميم قلب به پيغمبر اسلام ايمان داشته و باسلام گرويده بوده است ، ابو الفداء كه خود از اهل سنت و جماعت است در تاريخ خود ابيات مشهور زير را :و دعوتنى و علمت انك صادق * و لقد صدقت و كنت ثم امينا
و لقد علمت بان دين محمد * من خير اديان البرية دينا
و اللَّه لن يصلوا اليك بجمعهم * حتى اوسد فى التراب دفينااز ابو طالب در اثبات اسلام او ذكر كرده و همچنين قصيدهء لاميهء ابو طالب در مدح رسول اكرم برادر زادهاش در كتب تواريخ و ادب بسيار معروف است كه در آن مىگويد :و ما ترك قوم لا أبا لك سيدا * يحوط الذمار غير ذرب مواكل
و ابيض يستسقى الغمام بوجهه * ثمال اليتامى عصمة للارامل
و نسلمه حتى نصرع حوله * و نذهل عن ابنائنا و الحلائلو قضيهء كفالت نمودن ابو طالب حضرت رسول را پس از وفات عبد المطلب در تمام مدت عمر خود يعنى تا سال دهم از بعثت كه ابو طالب در آن سال وفات يافت و سعى بليغ در حفظ و حراست پيغمبر اسلام از شر كفار قريش كه به قصد ايذاء و حتى قتل آن حضرت از هيچ امر كوتاهى نمىكردند و مخصوصا نگاهدارى آن حضرت و اقارب و اتباع او در شعب ابو طالب به مدت سه سال در كنف حمايت و صيانت خود دليل روشن و واضحى است كه گذشته از حميت خويشاوندى كشش قلبى و باطنى نسبت برسالت پيغمبر و دين اسلام داشته و اعتقاد و ايمان يافته بود . اشعارى كه ابو طالب در اينخصوص گفته در عموم كتب تواريخ و سير مذكور و نزد جمهور مشهور است .
اثر نگاهدارى و كفالت ابو طالب از حضرت رسول اكرم تا سن پنجاه سالگى آن حضرت و مخصوصا حمايت و دفاع در مقابل كفار قريش پس از بعثت بقدرى در پيشرفت كار اسلام و دعوت پيغمبر اسلام بدين حق مؤثر و قابل توجه بوده كه پس از وفات ابو طالب ( سه سال قبل از هجرت ) حضرت محمد به كلى تنها و بى حامى ماند و در قبال شدت آزار و ايذاء كفار قريش كه اجماع بر قتل حضرتش نموده بودند ناگزير در خفيه از مكه بمدينه هجرت فرمود . گفتهء پيغمبر اسلام است :
« ما نالت منى قريش شيئا اكرهه حتى مات ابو طالب »
و نيز فرموده :
« ما زالت قريش كاعة عنى حتى مات عمى ابو طالب » .