حكمتست كه اقتضاء آن كرد ؟ - جواب آنست كه رسول خداى ( ص ) كافران را و دشمنان دين را مىديد در دنيا با راحت و نعمت و مؤمنانرا مىديد در بلا و شدّت و گاهگاه از آن غمگين مىگشت و بر وى دشخوار مىآمد ، ربّ العالمين او را به آسمان برد و ملكوت بر وى عرضه كرد و عاقبت فريقين بوى نمود ، مؤمنانرا نعيم بهشت و كافران را عذاب دوزخ ، پس از آن رسول خدا ( ص ) بلا و مشقّت مؤمنان در جنب نعيم بهشت كه ايشان را ساختهاند اندك ديد و نعمت كافران در جنب عذاب دوزخ اندك شمرد ، دل وى بياراميد و ساكن گشت . ديگر جواب آنست كه تا رسالت كه گزارد از مشاهده و نظر گزارد نه از سماع و خبر : فليس الخبر كالمعاينه ، چون صفت كند نعيم بهشت را و عذاب دوزخ را گويد ديدم ، نگويد شنيدم ، آن در حجّت بليغتر بود و در دل جاى گيرتر و قوىتر .
و روا باشد كه حكمت معراج آن بود كه تا شرف و عزّت مصطفى ( ص ) پيدا كند و كمال محبّت و امانت وى بخلق نمايد ، عادت ملوك چنانست كه چون يكى را از چاكران خويش خواهند كه بر كشند و او را مرتبتى و منزلتى دهند كه ديگران را نباشد خبايا و كنوز خويش بوى نمايند ، كنوز سراى فنا به مصطفى ( ص ) نمودند چنانك گفت :
« زويت لى الارض فاريت مشارقها و مغاربها »
، چون كنوز سراى فنا بديد بعالم بقاش بردند و كنوز عالم بقا بوى نمودند ، هم سراى رحمت بوى نمودند ، هم سراى عذاب ، هم گنج فضل و عدل ، هم گنج رضا و سخط . و بوى نمودند كه رضاء ما را علت نيست و سخط ما را علّت نيست ، رضاى ما موجب موافقتست نه موافقت موجب رضا ، و سخط ما موجب مخالفتست نه مخالفت موجب سخط ، و اين نمودن اسرار و كنوز دليل محبت بود و كمال امانت تا محبت متأكد نگشت اسرار با وى نگفتند و تا امانت وى بكمال نبود خبايا بوى ننمودند .
اگر كسى گويد كه چه حكمت داشت كه نخست او را به بيت المقدس بردند آن گه به آسمان ؟ - جواب آنست كه بيت المقدس قبلهء پيغامبران بود و منازل و مشاهد و هجرت گاه ايشان ، ربّ العالمين خواست سيد ( ص ) آن را ببيند و بركات
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 482
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
ص٤٨٢