خوض معترضان و تأويل جهميان آزاد كرد و روى دل ايشان بعنايت و معاونت « 1 » خويش با منهاج صواب كرد و جادهء سنّت ايشان را در پيش نهاد و بچراغ معرفت راه حقيقت بر ايشان پيدا كرد وانگه از بركات كتاب و سنّت ايشان را بجمع همّت و حسن سيرت برخوردار كرد تا قدم ايشان در صراط مستقيم روان گشت .
پير طريقت گفت : كار نه كرد بنده دارد ، كار خواست اللَّه دارد ، بنده بجهد خويش نجات خويش كى تواند .
5 - النوبة الاولى
( 16 / 67 - 51 )
قوله تعالى : «
وَ قالَ اللَّهُ لا تَتَّخِذُوا إِلهَيْنِ اثْنَيْنِ »
اللَّه گفت دو چيز به خدايى مگيريد ، «
إِنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ »
كه او كه خدايست « 2 » يكتاست ، «
فَإِيَّايَ فَارْهَبُونِ ( 51 ) »
از من بترسيد .
«
وَ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
او راست هر چه در آسمانها و زمينها ، «
وَ لَهُ الدِّينُ واصِباً »
و طاعت داشت وى هميشه واجب و خلق را به همه حال لازم ، «
أَ فَغَيْرَ اللَّهِ تَتَّقُونَ ( 52 ) »
جز از خدا از كسى مىترسيد ؟
«
وَ ما بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ »
و هر چه بشما آيد و شما را نيك بود « 3 » از نيك جهانى ، «
فَمِنَ اللَّهِ »
آن از خداست ، «
ثُمَّ إِذا مَسَّكُمُ الضُّرُّ »
پس آن گه كه بشما رسد گزند ، «
فَإِلَيْهِ تَجْئَرُونَ ( 53 ) »
درو مىزاريد و مىناليد .
«
ثُمَّ إِذا كَشَفَ الضُّرَّ عَنْكُمْ »
پس آن گه كه باز برد آن گزند از شما ، «
إِذا فَرِيقٌ مِنْكُمْ بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ ( 54 ) »
گروهى از شما با خداى تعالى انباز مىگيرند و سبب در ميان مىآرند .
«
لِيَكْفُرُوا بِما آتَيْناهُمْ »
تا بآنچ ما ايشان را داديم كافر مىشوند ،
هامش
( 1 ) - نسخهء الف : معونت .
( 2 ) - نسخهء الف : كه او خدايست .
( 3 ) - نسخهء الف : شما را بود .