تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
باشد كه حديث خلوت كند و صحبت جويد . امّا نهايت هجرت سه چيزست : حرمت در خلوت ، و خجل بودن از خدمت ، و خود را در عين تقصير ديدن با كثرت طاعت ، قوله : «
فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ »
اشارتست كه علم شريعت آموختنى است بى واسطه و استاد درست نيست هر كه پندارد كه در علم شريعت واسطه به كار نيست او را در دين بهره‌اى نيست و بر جمله بدانك علم سه قسم است : علم شريعت ، علم طريقت ، علم حقيقت . شريعت آموختنى است ، طريقت معاملتى است ، حقيقت يافتنى است . علم شريعت را گفت : «
فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ »
علم طريقت را گفت :
« وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ »
علم حقيقت را گفت :
« وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً »
. حوالت شريعت باستاد كرد ، حوالت پير طريقت با پير كرد ، حوالت حقيقت با خود كرد . چون اين سه علم حاصل شد نورى تا بد در دل كه به آن نور ذات نبوّت بشناسد ، چون اين شناخت بدادند او را از درگاه نبوّت اين تشريف و تخصيص يابد كه : العلماء ورثة الانبياء ، «
وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ »
درين يك آيت هم كتابست و هم سنت ، كتاب خداى تعالى و سنّت مصطفى ( ص ) دو چيزست كه دين را عمادست و اصل اعتقاد است ، فرّ اهل سنّت هر روز دانى چرا بيش است ؟ كه چراغ كتاب و سنّت ايشان را در پيش است ، آن كار كه اللَّه بدان راضى و بنده بدان پيروز ، اتّباع كتاب و سنّت است . آن دين كه جبرئيل به آن آمد و رسول ( ص ) به آن خواند و بهشت به آن يافتند و ناجيان به آن رستند كتاب و سنّت است ، اگر از كتاب و سنّت بى نياز بودى اللَّه باعمال جاهليّت راضى بودى و اگر بى كتاب و سنّت فرا راه ديدار بودى ، پيش از كتاب و سنّت كفار ابرار بودندى « 1 » .
عليك بمنهاج اهل الحديث * و ناهيك بالمصطفى من امام دع الخبط فالدّين دين العجوز * عليك بذاك و دين الغلام
ربّ العالمين اهل سنّت را بكتاب منزل و سنّت مسند از اقتحام متكلّفان و
هامش
( 1 ) - نسخهء الف : بودى .
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 394 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )