ما ميدانيم كه دل تو بتنگ مىآيد به آن ناسزا كه بيگانگان در صفات ما ميگويند از زن و فرزند و شريك و انباز ، تو دل بتنگ ميار « 1 » و خوش همىباشد كه جلال عزّت ما را از گفت ناسزاى سزاى ايشان هيچ زبان نيست ، وحدانيّت و فردانيّت ما را از آن نقصان نيست ، ما همان قدوس و منزّهايم از گمان و نقصان و پنداره و ايدون ، يكتا و يگانه كه در ازل بوديم در ابد همان يكتا و يگانهايم از قياس و هم ها بيرون :
تقدّس ان يكون له نظير * تعالى ان يظنّ و ان يقالا
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : مياز .