«
إِلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ( 38 ) »
تا آن روز كه هنگام آن در رسد و آن هنگام دانستهء منست [ كه اللَّهام كه آن كى است ] .
«
قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي »
گفت خداوندا به آن كه مرا گمراه كردى ، «
لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ »
زشتيهاى ايشان را بر آريم « 1 » در زمين ، «
وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ( 39 ) »
و ايشان را از راه گم كنم همگان .
«
إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ ( 40 ) »
مگر آن بندگان تو از ايشان كه ترا يكتا خواناناند و ترا گزيدگان .
«
قالَ هذا صِراطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ ( 41 ) »
اللَّه گفت اين راهى است بر من راهى راست [ هموار ] « 2 » .
«
إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ »
بندگان من گرويدگان [ و نيكبختان ] ترا بر ايشان دسترسى نيست و توانى ، «
إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوِينَ ( 42 ) »
مگر كسى كه از پى تو بيايد از گمراهان .
النوبة الثانية
قوله تعالى : «
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ »
مفسران گفتند مراد به اين شىء بارانست ، فانّه اصل جميع الاشياء و به نبات كلّ شىء فالمعنى : و ان من شىء من ارزاق الخلق الّا عندنا خزائنه ، جعل خزائن الماء خزائن الثمار و الاشجار و الحبوب لمّا كانت منه . - مىگويد خزينهاى آب و باران كه اصل همهء چيزها است و مايهء همهء نبات و اثمار بنزديك ماست يعنى در حكم و فرمان ماست و مقدور ماست و روزى خلق همه در يد ماست و كار همه بتدبير و تقدير ماست ، متولّى و حافظ ايشان مائيم . و گفتهاند لفظ خزائن مستعار است و معنى آنست كه : الخير كلّه بيد اللَّه ،
هامش
( 1 ) - كذا فى الاصل ، ظاهرا : برآرم .
( 2 ) - نسخهء الف : اللَّه گفت اين راهى است راست .