در عشق تو من كيم كه در منزل من * از وصل رخت گلى دمد بر گل من
اين بس نبود ز عشق تو حاصل من * كاراستهء وصل تو باشد دل من
«
الر »
الف : آلاء اوست ، لام : لطف او ، را : رحمت او . از روى اشارت ميگويد : بندهء من نعمت از مادران و لطف از ما بين و رحمت از ما خواه ، من آن خداوندم كه با جودم بخل نه و با لطف من عجز نه و در رحمت من نقصان نه ، بندهء من هر چه جويى به از نعمت من نجويى ، شاكر باش تا بيفزايم . هر چه دارى به از لطف من ندارى ، ذاكر باش تا پردهء لطف بر تو نگه دارم . هر چه گزينى هرگز چون رحمت من نگزينى ، بر در من باش تا رحمت باز نگيرم . بندهء من هر كس را گنجى است و گنج مؤمنان خزينهء نعمت من ، هر كس را نازى است و ناز دوستان بلطف من ، هر كس را اميدى است و اميد عاصيان برحمت من .
«
رُبَما يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ كانُوا مُسْلِمِينَ »
باش تا اين مملكت دنيا بر دارند و اين بساط لعب و لهو در نوردند و در ميدان عقبى و عرصهء عظمى ايوان كبريا بركشند ، پرده از روى كارها بر گرفته و خبرها عيان گشته ، بيچاره بيگانگان آن روز بدانند كه از چه باز ماندهاند و چه شراب خوردهاند ، آرزوى اسلام كنند و چه سود دارد ؟ ! تخمى كه نكشتند چه دروند ؟ درختى كه ننشاندند به بر آن چه اميد دارند ؟ و تا نگويى كه اين حسرت و غبن خود كافران را خواهد بود كه از اسلام باز ماندند ، فاسقان را همين حسرت خواهد بود كه از طاعت باز ماندند و غافلان كه از ذكر باز ماندند . يكى از بزرگان دين و ائمّهء سلف گفته درين آيت : ربّما يودّ الّذين فسقوا لو كانوا مطيعين ، ربّما يودّ الّذين غفلوا لو كانوا ذاكرين . ما خرج احد من الدّنيا من مؤمن و لا كافر الّا على ندامة و حسرة فالكافر لما يرى من سوء ما يجازى به و المؤمن لرؤية تقصيره فى القيام بمواجب الحرمة و ترك الخدمة و شكر النّعمة .
«
ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَ يَتَمَتَّعُوا »
الآية . . . التّزيّن بالدّنيا من اخلاق المنافقين و التمتّع بها من اخلاق الكافرين و التّمرّغ فيها من اخلاق الهالكين . قال اللَّه عزّ و جلّ :
«
ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَ يَتَمَتَّعُوا وَ يُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ »
روى انّ النّبي ( ص ) غرز