تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
« إِنَّما يَدْعُوا حِزْبَهُ لِيَكُونُوا مِنْ أَصْحابِ السَّعِيرِ »
او خود خرمن سوخته است ترا سوخته خرمن خواهد تا ترا با خود بدوزخ برد ، فرمان وى مبر ، فرمان خداوند خود بر ، دعوت اللَّه را پاسخ كن ، «
يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُمْ »
كه به آن ميخواند تا ترا بيامرزد و بنوازد . جاى « 1 » ديگر گفت :
« أُولئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلَى الْجَنَّةِ وَ الْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ
-
وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ »
همه را مىخواند لكن تا خود كرا بار دهد و مقبول حضرت بى نيازى كه بود ، آنها كه مقبول حضرت بى نيازى آمدند ، علم سعادت و روايت اقبال نخست بر درگاه سينه‌هاى ايشان نصب كردند و مفاتيح كنوز خيرات و خزائن طاعات در كف كفايت ايشان نهادند و ديوارى از عصمت بگرد روزگار ايشان دركشيدند تا صولت دعوت شيطانى راه بساحات دل ايشان نيافت ، آن گه جمال بى نهايت : «
يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُمْ »
بر دل ايشان تجلّى كرد و از يك جانب عنايت شريعت او را مدد داد كه :
« أَجِيبُوا داعِيَ اللَّهِ »
، و از ديگر جانب جلال حقيقت او را نواخت كه :
« فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي »
پس چه عجب باشد اگر رهى با اين عنايت و رعايت مقبول حضرت الهيّت شود . «
وَ ما لَنا أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَ قَدْ هَدانا سُبُلَنا »
اى و قد رقّانا من حدّ تكلف البرهان الى وجود روح البيان بكثرة ما افاض علينا من جميل الاحسان و كفانا من مهمّات الشّان . توكل نشان يقينست و مايهء ايمان و ثمرهء توحيد و آن را دو درجه است : يكى توكّل عام مكتسبان امّت را ، ديگر توكّل خاص راضيان حضرت را ، توكّل عام آنست كه از راه اسباب برنخيزى ، كسب و تجارت و حراثت كه سنّت شريعتست دست بندارى و آنكه اعتماد بر آن كسب نكنى و روزى از اسباب نبينى ، بلكه از مسبّب الاسباب بينى و اعتماد جز بر فضل اللَّه نكنى و حركات اسباب و حول و قوّت خود بداشت وى بينى ، درين توكّل اسباب در ميان ديدن رواست اما با اسباب بماندن خطاست . پير طريقت گفت : سبب نديدن جهلست اما با سبب بماندن شركست ،
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : همانست كه جاى .