تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
راه ما آنست كه صبر كنيم مگر فرج آيد كه در دنيا هر كه صبر كرد فرج ديد ، پانصد سال در آن عذاب صبر كنند و ايشان را صبر به كار نيايد و سود ندارد ، آن گه جزع در گيرند و گويند جزع كنيم مگر بر ما رحمت كنند ، پانصد سال جزع همى كنند و كس را بر ايشان رحمت نيايد ، آن گه نوميد شوند و گويند : «
سَواءٌ عَلَيْنا أَ جَزِعْنا أَمْ صَبَرْنا ما لَنا مِنْ مَحِيصٍ »
مهرب و معدل عن العذاب و الحيص العدول على جهة الفرار ، يقال وقع فلان فى حيص بيص اذا وقع فيما لا يقدر ان يتخلص منه . «
وَ قالَ الشَّيْطانُ »
يعنى ابليس ، «
لَمَّا قُضِيَ الْأَمْرُ »
فرغ من الامر اى من الحساب و دخل اهل الجنّة الجنّة و اهل النّار النّار ، چون كار خلق در قيامت بر گزارده آيد و فصل و قضا تمام شود ، بهشتيان ببهشت فرو آمده و دوزخيان به آتش رسيده ، كافران روى بابليس نهند و او را سرزنش كنند كه تو ما را به اين روز بد افكندى كه در دنيا ما را راه كژ نمودى ، آن گه ابليس را در ميان آتش منبرى نهند به آن منبر بر شود و ايشان را جواب دهد ، گويد يا اهل النّار : «
إِنَّ اللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ »
اى دوزخيان بدانيد كه اللَّه شما را در دنيا وعده‌اى داد كه اين روز رستاخيز و بهشت و دوزخ و ثواب و عقاب بودنى است ، آن وعده‌اى بود راست و درست اللَّه وعدهء خود راست كرد و سزاى هر كس داد ، «
وَ وَعَدْتُكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ »
و من شما را وعده‌اى دروغ دادم كه رستاخيز و بهشت و دوزخ نخواهد بود و شما را گفتم كه در كفر و معصيت نجاتست ، آنچ گفتم باطل بود و آنچ وعده دادم خلاف آن بود ، «
وَ ما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ »
اين سلطان بمعنى ملك است و قهر يعنى ما كان لى عليكم من ملك فاقهر كم على الشّرك ، هم چنان كه در سورة الصافات گفت :
« وَ ما كانَ لَنا عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ »
اى من ملك فنقهر كم على الشّرك ، بيرون ازين در همهء قرآن « 1 » سلطان بمعنى حجّتست و برهان . ابليس گويد مرا بر شما دست رسى و توانى نبود بآنچ شما را فرمودم و بر آن
هامش
( 1 ) - نسخهء الف : در همهء قرآن بمعنى .