تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
فَلَوْ لا كانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِكُمْ
چرا نبود از گروهان كه پيش از شما بودند ،
أُولُوا بَقِيَّةٍ
هشياران و زيركان و دانايان ،
يَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسادِ فِي الْأَرْضِ
كه باز زدند « 1 » از تباهى كردن در زمين ،
إِلَّا قَلِيلًا مِمَّنْ أَنْجَيْنا مِنْهُمْ
مگر اندكى كه بودند از آنكه ما رهانيديم [ از عذاب از پيشينيان ]
وَ اتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُوا ما أُتْرِفُوا فِيهِ
و بيدادگران را بر پى فراخ جهانى و فراخ توانى و توانگرى كردند تا بر پى آن ايستادند ،
وَ كانُوا مُجْرِمِينَ ( 116 )
بدان بودند و در عذاب جرم ايشان را بود .
وَ ما كانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ الْقُرى بِظُلْمٍ
و خداوند تو هرگز آن را نبود و نخواست شهرهايى را كه هلاك كرد كه آن را ببيداد هلاك كند ،
وَ أَهْلُها مُصْلِحُونَ ( 117 )
و اهل آن شهرها نيك فعل و نيكوكار و بصلاح .
وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ
و اگر خداوند تو خواستيد « 2 »
لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً واحِدَةً
مردمان را همه يك دين و يك دل و يك راه كرديد « 3 »
وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ ( 118 )
و هميشه جدا جدا « 4 » خواهند بود .
إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ
مگر ايشان كه اللَّه ايشان را بر راه راست بداشت ببخشايش خويش ،
وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ
و ايشان آن را آفريد ،
وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ
و سپرى گشته برفت [ و براستى بيشى كرد ] سخن خداوند تو [ به حكم ] ،
لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ
كه حقا كه « 5 » پر كنم ناچاره دوزخ ،
مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ ( 119 )
از پرى و آدمى اهل آن همه از ايشان .
وَ كُلًّا نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْباءِ الرُّسُلِ
و همه كه بر تو ميخوانيم از خبرهاى پيغامبران ،
ما نُثَبِّتُ بِهِ فُؤادَكَ
آنست كه دل ترا [ از تنگى و ضعف و اندوه ] به آن با جاى مىآريم و بر جاى بميداريم ،
وَ جاءَكَ فِي هذِهِ الْحَقُّ
و درين پيغام كه به تو فرستاديم به تو همه راستى آمد و درستى ،
وَ مَوْعِظَةٌ وَ ذِكْرى لِلْمُؤْمِنِينَ ( 120 )
و پندى و يادگارى گرويدگان را .
هامش
( 1 ) - باز زدنديد ( الف ) . ( 2 ) - خواستى ( ج ) . ( 3 ) - كردى ( ج ) . ( 4 ) - جدا جدا ( ج ) . ( 5 ) - كه حق پر كنم ( الف ) .