فَاخْتُلِفَ فِيهِ
در آن دو گروه گشتند ،
وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ
و اگر نه سخنى پيش شده بوديد « 1 » از خداوند تو [ كه هيچ كس را بر عمر و رزق نفزايند « 2 » و نكاهند ، ]
لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ
[ ميان تو كه رسولى و ] ميان ايشان [ به عذاب عاجل ] كار برگزارد آمديد « 3 »
وَ إِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ ( 110 )
و مشركان [ در ميان اين دو گروه مختلف از اهل كتاب ] در گمان مىباشند از كار [ محمد ] گمانى دل شورنده .
وَ إِنَّ كُلًّا
و نيست هيچ كس از همهء [ دشمنان هم كتابى و هم مشرك ]
لَمَّا لَيُوَفِّيَنَّهُمْ رَبُّكَ أَعْمالَهُمْ
مگر بايشان خواهد سپرد [ پاداش ] كردارهاى ايشان خداوند تو
إِنَّهُ بِما يَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ( 111 )
كه او به آنچه ايشان ميكنند دانا است و از آن آگاه .
فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ
مىپاى و يكسان مىباش بر راستى و درستى چنان كه فرمودند ترا ،
وَ مَنْ تابَ مَعَكَ
[ ترا ميگويند اين سخن ] و هر كس را كه با مسلمانى آمد با تو ،
وَ لا تَطْغَوْا
و نافرمان و اندازه در گذراننده مبيد « 4 »
إِنَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ( 111 )
كه او به آنچه شما ميكنيد بينا و داناست .
وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا
و با ستم كاران مچسبيد « 5 » و مگرائيد
فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ
كه آتش بشما رسد با ايشان
وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِياءَ
و نه شما را يار بود فرود از اللَّه ،
ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ ( 113 )
و نه آنكه شما را يارى دهند .
وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهارِ
بپاىدار نماز برد و گوشهء روز ،
وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ
و دو نماز شب فراهم نزديك شام و خفتن ،
إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ
كه كارهاى نيكو ناپيدا كند و ببرد كارهاى زشت ،
ذلِكَ ذِكْرى لِلذَّاكِرِينَ ( 114 )
اين فرمان و اين وعد يادگارى است ياد دار آن را .
وَ اصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ ( 115 )
و شكيبايى كن كه اللَّه ضايع نكند مزد نيكوكاران .
هامش
( 1 ) بودى
( 2 ) نيفزايند ( ج )
( 3 ) آمدى ( ج )
( 4 ) مباشيد ( ج ) .
( 5 ) مخسپيد ( الف ) ركن اليه ، مال اليه و سكن . ( المنجد ) ركن اليه ، ميل كرد بسوى وى و آرميد .
( منتهى الارب ) چسبيدن . . . ميل كردن . ( برهان ) . بر حسب صورت نسخهء ( ج ) كه در متن است مرادف مگراييد ، و بر حسب نسخهء الف ظاهرا ترجمهء « سكن » يا آرميد است .