تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
سازان « 1 » و دروغ گويان .
يا قَوْمِ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً
اى گروه نمىخواهم از شما بر پيغام رسانيدن مزدى
إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى الَّذِي فَطَرَنِي
نيست مزد من مگر برو كه بيافريد مرا [ پس آنكه نبودم ] ،
أَ فَلا تَعْقِلُونَ ( 51 )
در نمىيابيد [ كه من يگانه پى طمع با اهل اقليم باز نهاد نجويم به بيهوده « 2 » . ]
وَ يا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ
و اى قوم آمرزش خواهيد از خداوند خويش ،
ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ
و بوى بازگرديد ،
يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً
تا فرو گشايد بر شما از آسمان بارانى پيوسته تيزبار ،
وَ يَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلى قُوَّتِكُمْ
و شما را نيرويى افزايد با نيروى شما ،
وَ لا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمِينَ ( 52 )
و بر مگرديد [ از پذيرفتن پيغام هم ] با اين جرمهاى خويش .
قالُوا يا هُودُ
گفتند : اى هود
ما جِئْتَنا بِبَيِّنَةٍ
نياوردى بما پس كارى روشن و پس پيغامى درست ،
وَ ما نَحْنُ بِتارِكِي آلِهَتِنا عَنْ قَوْلِكَ
و ما دست بدارندهء خدايان خويش نيستيم از بهر گفت تو ،
وَ ما نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ ( 53 )
و ما ترا استوار گيرندگان نه‌ايم .
إِنْ نَقُولُ
نميگوئيم ما به تو
إِلَّا اعْتَراكَ بَعْضُ آلِهَتِنا بِسُوءٍ
مگر اين كه به تو رسانيد يكى از خدايان ما گزندى
قالَ إِنِّي أُشْهِدُ اللَّهَ وَ اشْهَدُوا
گفت : من اللَّه گواه خواهم و شما گواه باشيد « 3 »
أَنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ ( 54 ) مِنْ دُونِهِ
كه من بيزارم از آنچه شما انباز مىخوانيد « 4 » با اللَّه
فَكِيدُونِي جَمِيعاً
با من كاريد و بكوشيد « 5 » [ بهر كوشش كه توانيد و بهر ساز كه داريد ] همه بهم يار و همدست ،
ثُمَّ لا تُنْظِرُونِ ( 55 )
آن گه مرا هيچ درنك مدهيد .
إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ
من پشت با اللَّه « 6 » باز كردم
رَبِّي وَ رَبِّكُمْ
خداوند من و خداوند شما
ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها
نيست هيچ جنبده‌اى مگر او ناصيت آن گرفته دارد ،
إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ( 56 )
خداوند من است بر راهى راست .
هامش
( 1 ) - دروغ زنان ( الف ) . ( 2 ) - نجويم بيهوده ( ج ) . ( 3 ) - من اللَّه مىگواهى بيد ( ج ) . ( 4 ) - مىانباز خوانيد ( الف ) . ( 5 ) - با من كاويد و با من كوشيد ( الف ) . ( 6 ) - باللّه ( ج )